اين نسخه 270 - 1386/08/12 -
فروشگاه محصولات فرهنگی :: فروشگاه اینترنتی ارزانتر دات کام:
پرشین بلاگ، سرویس رایگان وبلاگ فارسی
هفته نامه چلچراغ
براي قيصر امين پور
گريه هاي بي بهانه
اين مطلب در تاريخ دوم ارديبهشت به مناسبت تولد قيصر در صفحه آخر اعتماد كار شده است.
دير گفتند به من. گفتند فقط نيم ساعت وقت دارم. گفتند عجله داريم، صفحه بسته شده، معطل همين نيم ستون است.
نيم ساعت خيلي كم است براي نوشتن درباره تو. براي آن‌كه من درباره تو بنويسم...
نيم ساعت تمام شد الان، و من فقط توانسته‌ام به تو فكر كنم. به بخشي از تو، به بخش كوچكي از تو. به لحظه‌هاي بسيار كمي كه مي‌شد توي اين نيم ساعت به خاطر آورد. تو را نمي‌شود با دور تند ديد، با دور تند خواند... آن هم من كه اين‌قدر اسلوموشنم، اين‌قدر دوست دارم اسلوموشن باشم وقتي پاي تو و خاطره‌هاي مشتركمان در ميان است.
ساختمان 16 بوديم يا 23 يا 15، چه فرقي مي‌كند. دو سال بود كه من و تو هم‌اتاق بوديم و لحظه‌هامان - نه بي‌ترديد لحظه‌هاي من - سرشار مي‌شد از هم‌نفسي با تو كه انباشته از شعر و شعور و آرامش بود.
پنجره اتاقمان را كه شمالي بود باز كرده بوديم و در اتاق هم بازمانده و ملحفه سفيدي را كه آويخته بوديم جلوي در براي خودش با باد ملايم شمالي بازي رمانتيكي داشت. من اما نه در بند بازي ملحفه و باد بودم و نه در بند دمپايي‌هاي پلاستيكي دانشجوهايي كه هر از گاهي لخ‌لخ‌كنان از راهرو مي‌گذشتند... من محو خواندنت بودم كه داشتي منظومه ظهر روز دهم را مي‌خواندي...
به كودك تنها كه رسيدي بغضت تركيد... نمي‌خواستي، نمي‌خواستي كه بغضت را ديده باشم، تركيدنش را ديده باشم و ديده باشم كه درد پنهاني كه در شعرت تلاطم داشت، بغضت را تركانده...
گذاشتي توفان بغضي كه در سينه‌ات پيچيده بود آرام بگيرد. بعد لبخند زدي و گفتي؛ الكي بود...
الكي نبود... الكي نبود قيصر.
بغض‌هايي را كه روزها و روزها، سال‌ها و سال‌ها در سينه‌ات فرو پوشيدي، الكي نبود... هيچ ...
» ادامه
آرمانشهرت کجاست شاعر؟
خبرها شنيدني نيستند. صبح قبل از ساعت 30/8 شبكه‌هاي راديويي داخلي و خارجي فارسي زبان را بالا و پايين مي‌كنم. خارجي‌ها يا بزن و بكوب بي‌وقت دارند يا واژه‌هاي تكراري‌شان «شوراي امنيت» و «قطعنامه عليه ايران» و «تحريم و جنگ» است. از راديوهاي خارجي پناه مي‌برم به داخلي‌ها. شبكه راديويي جوان را انتخاب مي‌كنم و اميدوارم با صداي جيغ صبح بخير معمول راديويي‌ها از جا نپرم. ساعت 30/8 شده، خبر مي‌گويد: دكتر قيصر امين‌پور (...) شب گذشته (...) درگذشت. جيغ كوتاهي مي‌كشم. باور نمي‌كنم. وقت نوشتن اين يادداشت اخبار ...
» ادامه
يك گزارش مصاحبه درباره يك شب در «دايره امنيت اخلاقي»
دوره عذرخواهي تمام شده!
گشت ارشادي كه درست در همان گوشه از شهر كه از آن مي‌گذشتم ايستاده بود و خانم و آقاي پليسي كه مانتويم را يكي از مصاديق بدحجابي مي‌دانستند كه از قبل توسط رئيس پليس شهر اعلام شده، دست به دست هم داد تا چند ساعتي را براي دادن عهد و طي كردن مراحل قانوني با گشت ارشاد همراه شوم. همين پروسه قانوني چندساعته سؤال‌هايي را برايم به وجود آورد؛ سؤال‌هايي كه فرداي همان شب با رئيس كميته اطلاع‌رساني ناجا سرهنگ مهدي احمدي در ميان گذاشته شد. شرح اتفاقات آن شب به همراه پاسخ‌هاي سرهنگ احمدي در اين گزارش آمده است.
تذكر ...

» ادامه
با فوتباليستي كه آخر خلافش چاي خوردن است
محرم نويدكيا: دامداري بعد از فوتبال!
باورش سخت است، اما هنوز مي‌توان در فوتبال ايران بازيكناني را پيدا كرد كه گذشته خود را فراموش نكرده‌اند و مي‌‌توان به آنها گفت كه بالاي چشمتان ابروست. در فوتبالي كه بازيكنانش خود را بهترين و جدا از هر گونه خطا و اشتباه مي‌دانند، محرم نويد‌كيا هنوز همان بازيكن دوست داشتني چهار پنج سال قبل است. كسي كه خبرنگاران به جرأت عاشق صحبت با او هستند و البته او مثل سابق كماكان خجالتي و با حياست «شما به من لطف داريد، اما اگر بگويم نسبت به قبل عوض نشدم دروغ گفتم. پول و شهرت ناخودآگاه آدم را عوض مي‌‌كند و نمي‌دانم ...
» ادامه
گاو خشمگين
آه نميكشم، بشين!
افتاده‌‌ايم توي سرازيري. گمان مي‌كنم تا دو ماه ديگر، ديگر كار اين صفحه تمام شود. شايد هم كمي زودتر. پيشاپيش دارم به يك مرخصي كوچك فكر مي‌كنم. اين روزها روزهاي پركاري است. نوشتن اين صفحه كه يك تعريف خاص پشتش دارد، بايد در آن هدفي هم (مثلاً!) دنبال شود. فرم ثابتي هم دارد، شما مشكل پسندان قشنگ را هم راضي كند، با وجود ظاهرش، ساده نيست. اينها را گفتم كه يك چيزي همين طوري گفته باشم، شما جدي نگيريد!‌ رسيديم به حرف «ف».
فرشش زمينه، لحافش آسمون
يعني جيب مباركش از بعضي از اعضاي ملانصرالدين هم پاك‌تر است! ...

» ادامه
امير جعفري:
آب نميبينيم وگرنه شناگرهاي ماهري هستيم
- امير جعفري در نقش جلال فتوحي سريال ميوه ممنوعه اين قدر خوب ظاهر شد كه حالا مي‌توانيم بگوييم او به سبك جديدي در كارش رسيده، چيزي كه خودش مي‌گويد از قبل هم آن را داشته اما كسي ريسك نمي‌كرده تا از او چنين كاري را بخواهد.
2- دو ماهي مي‌شود كه پدر شده و مي‌گويد همين باعث شده باورپذيرتر بتواند با شخصيت بچه‌اش اميرحسين در فيلم ارتباط برقرار كند و باورپذيرتر در مورد او بازي كند.
3- تئاتري‌ها مي‌دانند كه امير جعفري چگونه مي‌تواند طيف متفاوت و متضادي از احساسات را در كوتاه‌ترين زمان ممكن بازتاب دهد. ولي ...

» ادامه
نشان پنجم
تنها ديوانگان عاقلند
ژان كوكتو مي‌نويسد: «اگر حد عالي خرد همان چيزي باشد كه عامه آن را به عنوان جنون تلقي مي‌كنند، پس در دنيايي ديوانه، تنها ديوانگان عاقلند.» خدمت شما عرض شود در هفته‌اي كه گذشت، عدم پرداخت به موقع حقوق يكي از بازرسان شركت لپ‌لپ، بازداشت پليس متهم به تجاوز به دختران عقب مانده، تأكيد مشاور رسانه‌اي و فرهنگي رئيس جمهور بر لزوم تخريب گراند هتل به خاطر عدم برخورداري از ارزش‌هاي معماري، هنري و قدمتي لازم، تولد چاق‌ ترسين دوقلوهاي جهان، انتخاب لغت تركي «ياكاموز» به عنوان زيباترين لغت جهان، وعده تكميل ظرفيت ...
» ادامه
موسيقي جهان
روح موسيقي در اجراي زنده
هر وقت يه كنسرت خوب از يه گروه خوب به دستم مي‌رسه هر فيلمي رو كه قرار باشه ببينم مي‌ذارم كنار و كنسرت رو تماشا مي‌كنم. همه‌تون كليپ‌هاي زيادي از موسيقيدان‌هاي مورد علاقه‌تون ديدين. ولي كنسرت يه چيز ديگه‌س. كنسرت خوب از هر كليپي بهتره. مخصوصاً براي ما كه نمي‌تونيم بريم اجراهاي زنده رو ببينيم.
اين روزها اينترنت كمك بزرگي محسوب مي‌شه. خيلي از فيلم‌هاي مستند به در بخور درباره موسيقي و كنسرت‌هاي به ياد موندني رو مي‌تونين از طريق اينترنت ببينين. فقط كافيه كه با نرم‌افزار‌ها آشنايي داشته باشين.
بعضي ...

» ادامه



اين نسخه 1720 بار ديده شده است

شیدراوی - نرم افزار ایجاد نشریه الکترونیکی و نشر الکترونیک