اين نسخه 275 - 1386/09/17 -
فروشگاه محصولات فرهنگی :: فروشگاه اینترنتی ارزانتر دات کام:
پرشین بلاگ، سرویس رایگان وبلاگ فارسی
هفته نامه چلچراغ
س
 از سير تا پياز سربازي-قسمت دوم
 از نو فرمودند! 
نويسنده : سروش روحبخش

19. روز اول آموزشي، چه جور روزي است؟

راستش مي‌دانيد...يك جور...چطور بگويم؟...نه اين‌كه بخواهم بترسانمتان. نه... فقط كمي... ولش كن. سؤال بعدي!

20. برنامه چند روز اول چيست؟

در چند روز اول شما صرفاً نسبت به برخي اصول اوليه نظام توجيه مي‌شويد. فرمان‌هاي ساده‌اي مثل خبردار و به‌ چپ چپ را تمرين مي‌كنيد. كمي با فضا آشنا مي‌شويد و از اين چيزها. شما هنوز وارد برنامه سين نشده‌ايد.

21. برنامه سين ديگر چه صيغه‌اي است؟

صيغه نيست. نامي‌است براي برنامه جاري قسمت‌هاي مختلف نظام. يكي از روايات مي‌گويد اين سين مخفف ساعت است. روايات ديگر را هم بي‌خبرم. برنامه آموزشي وظيفه‌ها در تمام نيروهاي مسلح تقريباً يكسان است. در اين برنامه آموزشي براي پنج صبح تا چهار بعدازظهر شما برنامه‌ريزي شده. شما مجاز نيستيد كاري خارج از برنامه سين انجام دهيد. بر اساس شالوده كلي برنامه سين در دوره آموزشي شما ساعت پنج صبح از خواب بيدار خواهيد شد. تا ساعت شش را به نظافت مناطق محوله و مرتب كردن آنكادر وسايل شخصي‌ و خوردن صبحانه خواهيد گذراند. ساعت شش تا هشت براي ورزش، كلاس قرآن و...است. از هشت تا 12 ظهر شما دو نوبت كلاس آموزشي را از سر خواهيد گذراند. فاصله 12 تا يك و نيم فرصت ناهار و نماز است و از آن موقع تا ساعت چهار بعدازظهر مجدداً سر كلاس‌ خواهيد نشست. ساعت 9 شب خاموشي ‌است و شما ساعت 9 و نيم قطعاً خواب هستيد.

22. من معاف از رزم هستم. اوضاع من چطور است؟

بستگي به محل آموزشي‌تان دارد.افراد معاف از رزم معمولاً از ورزش صبحگاه يا گاهي رژه معاف مي‌شوند (و البته بايد به جايش وظايف ديگري انجام دهند كه گاهي به صرافت بي‌خيال شدن معافيتشان مي‌افتند!) در محل آموزشي ما كه جمله معروفي وجود داشت: «شما معاف از رزم هستيد. درست. اما ما كه الان مشغول رزم نيستيم!»

يك توصيه شخصي دارم. اگر اوضاعتان وخيم نيست و از پس كارهاي معمول برمي‌آييد، خيلي دنبال استفاده از اين امتياز نباشيد. به هر حال تا پايان دوره آموزشي به شما به چشم يك دودره باز نگاه مي‌كنند كه حقش است همه كارها را سرش خراب كنند. البته باز تصميم با خودتان است. ممكن است خوش‌شانس باشيد و مدام نگهبان لباس‌ها شويد، ولي متمايز شدن از كل جمعيت يگان – خصوصاً در دوره آموزشي- به هر حال كمي شخص را در معرض استرس‌هاي بيشتري قرار خواهد داد.خود دانيد.

23. غذا چي بهمان مي‌دهند؟

نترسيد. تا حالا بدغذاترين‌ افراد هم در آموزشي زنده مانده‌اند. اوضاع غذا آن قدر كه بد مي‌گويند هم بد نيست. شايد كم باشد (كه هست) ولي كيفيتش براي 45 روز قابل تحمل است. شما براي صبحانه مي‌توانيد منتظر تخم‌مرغ پخته،‌ حلوا شكري، پنير و كره مربا باشيد. براي ناهار هم مرغ و خورش قيمه و قورمه سبزي و ماهي و استانبولي و براي شام پلو عدس و انواع كوكو‌ها و املت و اينها.

گذشته از اين معمولاً هر پادگاني براي خودش يك بوفه دارد كه دست‌كم تن‌ماهي درشان پيدا مي‌شود. پس زياد عزاي غذا نگيريد.

24. كي تعطيل مي‌شويم؟

از پنج‌شنبه ظهر تا صبح شنبه اگر نگهبان نباشيد يا به هر دليل ديگري دستور به ماندن در پادگان را نداشته‌ باشيد، مرخص مي‌شويد. تقريباً از هفته سوم آموزشي به بعد نيز از ساعت چهار بعدازظهر تا صبح روز بعد اگر موارد فوق شامل حالتان نبود باز با ممهور شدن دفترچه مرخصي مي‌توانيد از پادگان خارج شويد.

25. هي. اينجا رو. اگر از پادگان خارج شوم مي‌توانم سيگار بكشم؟

سيگار براي سلامتي مضر است، پس بهتر است اساساً از كشيدنش صرف نظر كنيد. اما اگر از بخت بد سيگاري هستيد بله مي‌توانيد. مشروط بر اين‌كه لباس نظامي به تن نداشته باشيد. شما با لباس نظامي مختار نيستيد در خيابان سيگار بكشيد، بستني بخوريد، با دوستانتان ريسه برويد، به خانم‌ها...يعني از خانم‌ها ساعت بپرسيد!

شما حتي مجاز نيستيد كلاه نظامي‌تان را از روي سر برداريد و به دستتان بگيريد.

26. خب، مثلاً اگر اين كارها را بكنم چه مي‌شود؟

جايي وجود دارد به نام دژبان مركزي. افرادي هم وجود دارند به نام دژبان مركز. تمام نيروهاي مسلح دژبان مركز خاص خود را دارند. كار آنها اين است كه در سطح شهر پست بدهند و مراقب مراعات قوانين از سوي كساني كه ملبس به لباس نظامي هستند باشند. فرقي نمي‌كند كه اهل چه شهري يا چه پادگاني باشيد. دژبان مركز مجاز است هر عمل خلاف (آيين‌نامه) از شما ديد فوراً اسمتان را گزارش كند. اين گزارش در پرونده‌تان ثبت مي‌شود و بر اساس قوانين تنبيه خواهيد شد. دژبان مركز دو جور نگهباني دارد؛ نگهباني ساكن (كه احتمالاً سر ميادين و چهارراه‌هاي بزرگ ديده‌ايد) و نگهباني به صورت گشت با موتور و اتومبيل.

بگذاريد يك نكته انحرافي درگوشي بگويم. دژبان ساكن حق ندارد بيش از 50 متر از محل پست خود دور شود. يعني اگر صدايتان كرد و پا گذاشتيد به فرار، بعد 50 متر...

ولي خب توصيه مي‌كنم اين نكته را هيچ وقت امتحان نكنيد. چون طرف ممكن است رياضي‌اش ضعيف باشد و به جاي 50 متر 100 متر دنبالتان بدود! يا خيلي ساده‌تر به دژبان موتور داري در آن سوي ميدان اشاره كند كه حالتان را بگيرد و يادتان باشد دژبان مركز گشت حق دارد تا جلوي در خانه تعقيبتان كند!

27. نگهباني‌مان به چه صورت است؟

ليسانسيه‌ها و دارندگان مدارج بالاتر بسته به تعداد نفرات يگان و مناطق نگهباني تقريباً هر پنج روز نگهبان مي‌شوند. اسامي نگهبانان هر روز در كاغذي موسوم به «لوحه نگهباني» به آنها ابلاغ مي‌شود. بديهيات نگهباني هم اين است كه سر پست حق نداريد بنشينيد، بخوابيد، بخوريد، بياشاميد يا با كسي صحبت كنيد. حد سفت و سخت گرفتن اين قوانين را عرف پادگانتان تعيين مي‌كند، ولي سر خوابيدن و نشستن سر پست هيچ مقامي حاضر به اغماض نيست. نگهباني فرصت مغتنمي‌ است كه درباره آينده و گذشته‌تان فكر كنيد، راديكال 2337902 را به صورت ذهني محاسبه كنيد و يا نقش موزاييك زير پايتان را ميلي‌متر به ميلي‌متر تا آخر عمر حفظ شويد.

28. يك چيزي هم شنيده‌ام به اسم «آماده». آن ديگر چه صيغه‌اي است؟

ذهن شما چقدر درگير صيغه است! آماده هم يك جور نگهباني است، به اين صورت كه شما 24 ساعت بايد براي هر اتفاق غير منتظره كه در پادگان بيفتد آماده باشيد. معمولاً در پادگان آموزشي اتفاق غيرمنتظره نمي‌افتد اما افسر نگهبان و افسر جانشين براي سنجش آمادگي شما طي اين مدت چندين بار فرمان «پيش» مي‌دهند و معني‌اش اين است كه طي 15 ثانيه بايد به صورت آماده با لباس كامل و تجهيزات محوله در منطقه تعيين شده حاضر شويد. طي اين مدت شما بايد بصورت آماده بخوابيد يا غذا بخوريد يا دستشويي برويد. پوتينتان را نبايد از پا خارج كنيد (معمولاً براي نماز يك فرصت كوتاه تنفس مي‌دهند) و بعد 24 ساعت آمادگي هر موجود زنده‌اي در شعاع نيم متري جوراب شما بي‌درنگ ريق رحمت را سر خواهد كشيد.

29.اگر كسي تعداد نفرات يگانمان را پرسيد به او بگويم؟

يكي از چيزهايي كه به شدت در مورد آن توجيه خواهيد شد، اصول حفاظت و خصوصاً حفاظت گفتار است. به اين معني كه شما در مقابل هر كسي جز سلسله مراتب تعيين شده مطلقاً لال خواهيد بود. هيچ اهميتي هم ندارد كه طرف لباس راننده به تن دارد يا سرهنگ. شما مجاز به ارائه «هيچ» نوع اطلاعات آماري از داخل پادگان نيستيد. (خدا مي‌داند كه چطور هر خط را با ترس و لرز مي‌نويسم كه مبادا اطلاعات خاصي لو برود.)

باز براي امتحان شما اين امكان كاملاً محتمل است كه يك افسر حفاظت اطلاعات با لباس يك راننده با يك پيكان نارنجي جوانان شما را از دم پادگان سوار كند و بخواهد از شما حرف بكشد و شما سوتي بدهيد و او سر اولين دور برگردان دور بزند تا خداي نكرده شما را بسپارد دست صاحبتان! اين اتفاق چندين بار رخ داده.

احتياط شرط عقل است.

30. نهست چيست؟

نهست همان غيبت است به زبان نظام. بهتر است در دوره آموزشي دور و برش نچرخيد. به‌طور عادي هر روز نهست در پرونده شما دو روز اضافه خدمت برايتان آب مي‌خورد. با اين حال سلسله مراتب شما حق دارند براي تنبيه شما تدابير ديگري مثل بازداشت يا اضافه‌هاي ديگر برايتان در نظر بگيرند.

بر اساس يك گفته قديمي دوره آموزشي اضافه ندارد، ولي دليل نمي‌شود، چون مطمئن باشيد راه‌هاي بسيار ديگري براي سر عقل آوردن يك نهستي وجود دارد. و شك نكنيد كه حتماً از اين راه‌ها استفاده مي‌كنند. بي‌انضباطي بخششي ندارد.

31.اگر در دوره آموزشي مريض شوم چه مي‌شود؟

اگر؟! رفيق ما را باش! شما حداقل 45 نفريد كه در يك آسايشگاه مي‌خوابيد. به همين دليل كافي است يك نفر سرما بخورد. اولين كاري كه مي‌كنيد اين است كه با اجازه فرمانده‌ و با دفترچه بهداري مي‌رويد بهداري. دكتر معاينه‌تان مي‌كند و اگر قضيه سرماخوردگي ساده (يا حتي پيچيده) باشد، بهتان استامينوفن مي‌دهند تا خوب شويد!(گفته بودم كه دارو همراه ببريد.)

ولي اگر قضيه بغرنج‌تر باشد(مثلاً مسموميت حاد) آن وقت شما به بيمارستان اعزام مي‌شويد. هر روز صبح سر ساعت مشخصي يك اتوبوس حامل بيمارهاي مجوزدار از پادگان خارج مي‌شود و آنها را بين بيمارستان‌هاي نظام تقسيم مي‌كند. اگر بيمارستان برايتان استراحت در منزل نوشت، به پادگان برمي‌گرديد، از فرمانده‌تان كسب اجازه مي‌كنيد(به جز گلاب به رويتان در مورد بقيه امور بايد كسب اجازه كنيد. تازه در آن مورد هم گاهي...) بعد مي‌توانيد با خيال راحت به بيماري‌تان در منزل ادامه دهيد.

يك قاعده كلي در مورد آموزشي وجود دارد و آن اين است كه غيبت موجه يا غير موجه بيش از 9 روز منجر به تجديد دوره مي‌گردد. يعني اگر كسي بدشانسي ‌آورد و طي دوره آموزشي بيماري‌اي بگيرد كه خداي نكرده بيش از 9 روز استراحت‌لازم شود، كنتورش صفر مي‌شود و بايد دوره را از اول طي كند. اكيداً مراقب خودتان باشيد. شما در اين برهه از زندگي‌تان حق نداريد مريض شويد!

32. ستاره‌هايم را چطور درست سر شانه بچسبانم؟

الان وقت اين سؤال نيست. شما مثلاً هنوز در دوره آموزشي هستيد ها.

33. قسمت ترسناك آموزشي چيست؟

آموزشي قسمت ترسناكي ندارد و خيلي مهم است كه اين را ملتفت باشيد. يكي از مراحل تلويحي آموزش شما كه بابتش سر هيچ كلاسي نمي‌نشينيد، مديريت استرس است. شما در معرض انواع متنوعي از استرس‌هاي بيهوده قرار مي‌گيريد تا ياد بگيريد چطور با استرس مقابله كنيد. از همان اولين دقايق شما را از بسياري اتفاقات خواهند ترساند. شما چيزي نمي‌دانيد. حق داريد بترسيد.اما بايد سريع ياد بگيريد كه فرق بلوف با آيين‌نامه پادگاني چيست. و چطور اين تلاش عظيم براي ارعاب نشان مي‌دهد خبري نيست. شما را به شكل سرسام‌آوري از تجديد دوره مي‌ترسانند (در حالي كه تنها يك شرور به معني واقعي كلمه ممكن است تجديد دوره شود)، از تيراندازي مي‌ترسانند، (در حالي كه مطمئن باشيد فرماندهان شما خودشان بيشتر مي‌ترسند و فقط با كمي احتياط از روز تيراندازي لذت وافر خواهيد برد)، شما را از اردو و رزم شبانه مي‌ترسانند (از آن ترس‌هايي است كه چقدر بعد به آن خواهيد خنديد. چطور دلشان مي‌آيد از قسمتي كه براي بدقلق‌ترين آدم‌ها مفرح است كسي را بترسانند) از فلان و بهمان و چنين و چنان. و شما موقع خداحافظي وقتي با فرمانده‌تان روبوسي مي‌كنيد، تازه مي‌فهميد اين كارشان- شغلشان است.

34.آيا با فشنگ واقعي تيراندازي مي‌كنيم؟

بله. در روز تيراندازي شما با فشنگ جنگي واقعي تيراندازي خواهيد كرد.

35.آموزشي از كي مي‌افتد در سرازيري؟

درست از زماني كه شمارش معكوستان را فراموش كنيد. چيزي حول و حوش هفته پنجم تا ششم. دو هفته آخر تفريح محض است. شما به راه و چاه وارد شده‌ايد.جمع‌هايتان شكل گرفته و اغلب اتفاقات مفرح مثل تيراندازي و اردو همان حوالي رخ مي‌دهد.

36. چقدر شايعات را جدي بگيريم؟

هيچ. يعني صفر درصد. و تفاوت وضعيت رواني كه شايعات را جدي نمي‌گيرند با آنها كه جدي مي‌گيرند زمين تا آسمان خواهد بود.

ببينيد،. اگر شما پيش از اين تجربه شايعات را در محيط‌هاي دانشگاهي يا كاري داشته‌ايد، معمولاً اين شايعات از چيزكي حقيقي نصيب مي‌بردند. يعني خبري- گيريم با تحريف- از جايي درز مي‌كرد و به شكل شايعه به گوشتان مي‌رسيد. اما در سربازي اوضاع فرق مي‌كند. تا دقيقه 90 فرمانده شما هم از تصميم مافوقش بي‌خبر است. بنابراين تصميماتي هم كه در لحظه آخر گرفته مي‌شود نمي‌تواند قبلش به جايي- خصوصاً بين سربازها- درز كند. از طرف ديگر همه پر از اميد و آرزو و ترس و واهمه‌اند. فضاي مهم‌آلود اين فرصت را فراهم مي‌كند تا هر كسي جوري بيم‌ها و اميدهايش را به شكل شايعه بيرون بريزد. به همين دليل تره خرد كردن به شايعات شما را در موقعيت اضطراب دائم قرار خواهد داد.

تجربه شخصي: در هفته چهارم آموزشي ما شايعه شد كه قرار است برويم مرخصي ميان‌دوره. شايعه مثل برق همه جا پيچيد. همه از ميان‌دوره حرف مي‌زدند. يك روز صبح پنج‌شنبه گفتند مراسم سالروز آزادي خرمشهر -دو روز زودتر از موعدش – برگزار خواهد شد. همه منتظر خبر خوب بوديم. سر صبح‌گاه ايستاديم. فرمانده پادگان آمد صحبت كرد و صحبت كرد و صحبت كرد. خبري از ميان دوره نشد. دو ساعت بعد جوي عصبي بر يگان حاكم بود. سه دعوا در يك روز اتفاق عادي نبود. ما هيچ وقت به ميان‌دوره نرفتيم. از همان لحظه بود كه فهميدم هيچ شايعه‌اي را در سربازي جدي نگيرم.

37. جشن سردوشي چيست؟

مراسم پاياني دوره آموزشي شما. زماني كه ديگر رسماً از پادگان مرخص مي‌شويد. مراسم عادي مثل صبحگاه با مهمانان عالي‌رتبه و رژه نهايي. دو ساعت بعدش شما به تدريج وسايلي كه امانت دستتان بود مثل كلاه آهني و ظرف سلف غذا و قمقمه و زيلو و چهاربند و فانوسقه‌تان را تحويل مي‌دهيد. وسايلتان را مي‌بنديد. امريه‌تان را مي‌گيريد و مي‌رويد.

38. امريه؟

امريه در آن روز يك نام عام است براي تمام كاغذهايي كه سرنوشت شما را طي 18 ماه آينده رقم مي‌زند. چه آنها كه امريه دولتي دارند و چه آنها كه باقي خدمتشان هم در نظام است. در آن كاغذ نوشته كه شما چه روزي بايد خود را به چه محلي معرفي كنيد.

يا اينكه شايد كد خورده باشيد.

39. كد خورده باشم؟

بله. در ارتش دوره‌‌اي وجود دارد به نام دوره كد. دوره تكميلي آموزشي است كه همان مدت دو ماه است و اغلب در شيراز و اصفهان ارائه مي‌شود. امريه دارها- آن امريه نه اين امريه-و فوق ليسانس‌ها و برخي رشته‌ها كه هر سال اعلام مي‌شود به علاوه خوش‌شانس‌ها كد نمي‌خورند.

40. از كي مي‌توانيم ستاره‌هايمان را بچسبانيم؟

تبريك مي‌گويم. در امريه‌تان نوشته دانشجوي آموزشي – اگر كد خورده باشيد- يا مثلاً ستوان فلاني.

حالا شما اگر كد نخورده باشيد و ليسانس باشيد ستوان‌دوم با دو ستاره و اگر مدرك بالاتري داشته باشيد، ستوان‌يكم با سه ستاره بر دوش خواهيد بود. دقت كنيد مثل آش‌خورها ستاره‌ها را عوضي نچسبانيد. پره مياني ستاره‌ها بايد گردنتان را نشانه رفته باشد.

در ضمن معني جمله تيتر را هم خودتان خواهيد فهميد!


نسخه چاپي ارسال به دوستان