نسخه شماره 36 - 1385/04/01 -  simple Search

 نگاهي به سمبل هاي 11 دوره جام جهاني  
نويسنده : وحيد پوراحد

در دوره هاي مختلف جام جهاني يا مسابقات بين المللي و المپيک علامت ها، سمبل ها و يا نمادهايي هستند که از قبل طراحي و براساس سليقه يا فرهنگ کشور ميزبان به عنوان سمبل يا نماد مسابقات معرفي مي شوند. نمادهايي که ممکن است از فرهنگ باستاني آن کشور باشند يا برعکس ريشه عميقي نداشته و صرفا به جهت مسابقات همان دوره ساخته شده باشند. نمادها قدرتي اساسي و خودجوش هستند که موجب انعکاس صدا مي شوند و چرخشي در هستي ايجاد و بشر را راهنمايي مي کنند. از انسان فراتر مي روند و به سطحي جهاني مي رسند. نماد داراي نيروي جاوداني است که در بعضي حالت ها جنبه تقدس نيز مي گيرد. در برخي موارد نيز کارکرد معکوس دارد.
اگر جام جهاني دوره گذشته را به خاطر داشته باشيد از اژدها استفاده زيادي در جشن افتتاحيه، اختتاميه و سراسر بازي هاي جام جهاني 2002 (کره و ژاپن) مي شد. چون اژدها(Dragon)  در شرق مخصوصا کشورهاي شرق آسيا يک نيروي سودمند آسماني است، اما همين اژدها در غرب يک نيروي مخرب و شيطاني است. کافي است نگاهي به فيلم هاي غربي ها بيندازيم. گيدورا، ماترا، کينگ کونگ و ... موجوداتي بودند که به رغم ظاهر وحشتناکشان عامل خرابي و برهم زدن نظم بودند. در دوره هاي مختلف جام جهاني نيز کشور ميزبان سعي کرده تا با نمادي که مربوط به همان کشور است، اين رخداد را به لحاظ نمادين و سمبليک به نفع خود تمام کند. حال به بعضي از نمادها و سمبل هاي دوره هاي مختلف مي پردازيم.
1966: ميزبان انگليس- قهرمان، انگليس - نايب قهرمان، آلمان غربي
اين دوره، اولين دوره اي بود که حيواني به عنوان سمبل بازي هاي جام جهاني معرفي شد. سمبل آن دوره دقيقا مثل امسال شير بود. يک شير کارتوني به نام "ويلي جام جهاني" که بيشتر شبيه کارتون هاي ژاپني بود. عروسک اين سمبل در همه مسابقه ها در کنار زمين حضور داشت. شايد با همين سمبل بود که انگليس در زمين خود قهرمان جهان شد; جايي که متعلق به بابي مور فقيد بود.
1970: ميزبان، مکزيک - قهرمان، برزيل - نايب قهرمان، ايتاليا
همه با نام مکزيک ياد کلاه هاي لبه دار پهن مکزيکي مي افتيم و ياد آن جوک هاي معروف مکزيکي از بالاي سر. نماد بازي هاي اين دوره پسرکي بود که با پوشيدن لباس ورزشي يک کلاه مکزيکي نيز به سر داشت. اين پسر که "خوانيتو" نام داشت با کلاه مکزيکي خود (سامبررو) موفقيت بيشتري نسبت به شير دوره قبل داشت.
1974: ميزبان، آلمان غربي  - قهرمان، آلمان - نايب قهرمان، هلند
دوباره ميزبان توانست با کمک سمبل خود قهرمان جهان شود. آلمان غربي با سمبل دو پسربچه فوتباليست آلماني "تيپ" و "تاپ" که پوست صورتشان سفيد و لپ هايشان قرمز بود، دقيقا خواسته بود شاخصه کودکان آلماني را نشان دهد و نه يک سمبل بين المللي را. اين دو پسربچه دقيقا مثل کارتون هاي دوران کودکي ما، "لولک" و "بولک" بودند.
1978: ميزبان، آرژانتين - قهرمان، آرژانتين - نايب قهرمان، هلند
انگار هر ميزبان با سمبل هاي خودش مي تواند قهرمان شود. باز دوباره آرژانتين که ميزبان جام بود، قهرمان هم شد. باز هم يک پسربچه نقش سمبل بازي ها را داشت. يک پسر آرژانتيني که لباس تيم ملي آرژانتين را به تن داشت و کلاه و حتي توپش آبي بود. اما برخلاف سمبل مکزيک که پسر مکزيکي سفيدپوست بود، آرژانتيني هاي متعصب حتي رنگ "خوانيتو" (سمبل آرژانتين) را شبيه دورگه هاي سرخپوست يا افراد بومي کرده بودند.
1982: ميزبان، اسپانيا - قهرمان، ايتاليا - نايب قهرمان، آلمان
اولين دوره اي که شخصيت سمبل ها مانند دوره هاي قبل نه حيوان بود نه آدم، بلکه يک ميوه بود. يک پرتقال که توپي کوچک در دست داشت. اين پرتقال "ناران خيتو" نام داشت. اما اين پرتقال ورزشکار کارکردي معکوس داشت و اصلا مورد توجه قرار نگرفت.
1986: ميزبان، مکزيک  - قهرمان، آرژانتين  - نايب قهرمان، آلمان
باز هم ميزباني به مکزيکي هاي کلاه به سر رسيد. يک مکزيکي که مثل "خوانينو" همان پسربچه مکزيکي معروف کلاه سامبررو داشت، اما اين بار کاملا يک مکزيکي تمام عيار بود. يک مرد مکزيکي با سبيل هاي بلند، پوست آفتاب خورده که فقط يک هفت تير کم داشت تا يک گانگستر شود. اسم اين مکزيکي تمام عيار "پيکه" بود.
1990: ميزبان، ايتاليا- قهرمان، آلمان - نايب قهرمان، آرژانتين
يک گرافيک ساده، سمبل اين دوره بود. يک فوتباليست که سرش توپ فوتبال بود و مثل خانه سازي هاي خودمان از چند قطعه منظم هندسي تشکيل شده بود که هر قطعه رنگ کشور ميزبان را داشت. يکي از عجيب ترين نمادها "شيائو" بود که فقط از دو سمبل به ساده ترين شکل استفاده کرده بود; پرچم ايتاليا و فوتبال
1994: ميزبان، آمريکا- قهرمان، برزيل  - نايب قهرمان، ايتاليا
پس از 28 سال دوباره يک حيوان نماد بازي ها شد. "استرايکو" که يک سگ فوتباليست بود با رنگ تيره و توپي زير پا سمبل بازي هاي جام جهاني شد.
1998: ميزبان، فرانسه  - قهرمان، فرانسه  - نايب قهرمان، برزيل
"فوتيکس" يک خروس محبوب و دوست داشتني. يادم مي آيد عده اي از طرفداران آن قدر جوگير شده بودند که در يکي از بازي ها خروس واقعي به زمين  آوردند. يک خروس که توپي به دست داشت و رنگ بدنش از رنگ هاي پرچم فرانسه گرفته شده بود.
2002: ميزبان، کره و ژاپن  - قهرمان، برزيل  - نايب قهرمان، آلمان
اولين دوره اي که قهرمان جام از همان قاره ميزبان نبود. سه موجود فضايي تزئيني "آتو"، "کازو" و "نيک" که اصلا نه مورد توجه قرار گرفتند نه ديده شدند. شايد فقط مطبوعات کشورهاي ميزبان آنها را جدي گرفتند. اين سمبل نتوانست موفقيتي کسب کند.
2006: ميزبان، آلمان - قهرمان- نايب قهرمان؟
گولئو ششم که يک شير است. دقيقا شيري که در بازي هاي 1966 انگليس مورد استفاده قرار گرفت با اين تفاوت که اين شير يار دوست داشتني تمام تيم هاي حاضر در جام جهاني است و اين بار پا را از کارکرد خود فراتر گذاشته و حتي آلبوم موسيقي به دو زبان آلماني و انگليسي خوانده. اين شير يک دوست کوچولو دارد; يک توپ سخنگو که "پيله" نام دارد.


نسخه چاپي ارسال به دوستان
در این شماره