جستجو
  نسخه شماره 1013 - 1386/06/29 -   صفحه اصلي

روي خط حادثه


پدر شيرازي 3 فرزندش را کشت


مسافرنماهاي مسلح ناکام ماندند


آدمکش اجاره اي، جنايت را گردن گرفت

دکمه هاي نظامي راز جنايت خانه ويلايي را فاش کرد
اسرار کشته شدن پيرزن تنها در قلب پسر نظافتچي


 روي خط حادثه 

60 ضربه شلاق، مجازات فيلمبرداري از حمام همسايه
مردي که از پشت بام منزلش اقدام به فيلمبرداري از حمام همسايه کرده بود، روز گذشته با اعلام گذشت شاکي پرونده در شعبه 1148 مجتمع قضايي بعثت تهران، از مجازات سنگين رهايي پيدا کرد. چندي پيش زني به يکي از دادسراهاي تهران مراجعه و از مرد همسايه اش به اتهام فيلمبرداري مخفيانه از وي شکايت کرد. با دستگيري متهم و اعتراف وي به فيلمبرداري از حمام خانه زن همسايه، وي روز گذشته در شعبه 1148 محاکمه شد و پس از گذشت شاکي، قاضي الوندي متهم را به 60 ضربه شلاق محکوم کرد.


زن خرافه گو دستگير شد
زن جواني که اقدام به اشاعه خرافه در ميان شهروندان جنوب تهران مي کرد با حضور به موقع ماموران کلانتري (119) مهرآبادجنوبي دستگير شد. به گزارش پليس، سه شنبه شب برابر اعلام مرکز فوريت هاي پليسي 110 مبني بر وقوع يک فقره درگيري و ايجاد مزاحمت براي اهالي خيابان دستغيب، ماموران انتظامي کلانتري (119) مهرآبادجنوبي بلافاصله در محل حاضر شدند. بر اساس اين گزارش، ماموران ضمن بررسي موضوع مشاهده کردند خانمي حدودا28 ساله که از اعلام نام خود امتناع مي ورزد اقدام به جمع کردن مردم و اهالي نموده و مسائلي از جمله ( حضرت امام عصر(عج) به زودي ظهور خواهد کرد و من همه را روشن خواهم ساخت من خدا هستم.وي که سعي در جلوه دادن خود به عنوان شخصي مومنه و آگاه به مسائل ديني وانمود مي کرد از اين طريق مي خواست به اشاعه خرافه در ميان شهروندان اقدام نمايد به همين دليل ماموران به منظور پيشگيري از هرگونه خرافه گرايي افراد عوام جامعه و بهره برداري افراد معاند، نامبرده با رعايت شئونات اسلامي دستگير کردند. گفتني است، در اين رابطه پرونده تشکيل و مراتب تحت بررسي است.


کلاهبرداران 60 ميليوني به دام افتادند
مهره هاي اصلي کلاهبرداري 60 ميليوني در يک شرکت لبنياتي در بجنورد توسط ماموران پليس آگاهي اين شهر به دام افتادند. به گزارش پليس،در پي مراجعه فردي به اداره آگاهي بجنورد و اعلام کلاهبرداري دو نفر به نام هاي (محمد و رضا) ماموران تحقيقات خود را براي بررسي صحت موضوع آغاز کردند.بر پايه اين گزارش، پس از اتمام تحقيقات و بررسي صحت موضوع با همکاري شاکي پرونده محل سکونت نامبردگان شناسايي شد.روز گذشته در يک عمليات برنامه ريزي شده و کنترل نامحسوس محل متهمان دستگير شدند.در بازجويي هاي فني و پليسي متهمان به جرم خود اعتراف و اعلام کردند با اضافه کردن وزن شير خريداري شده در قبض مربوطه ما به تفاوت را از حساب شرکت دريافت و مابين خود و دلالان شير فروش تقسيم کرده اند.گفتني است در اين راستا متهمان 60 ميليون تومان از شرکت مذکور کلاهبرداري کرده اند.

مرگ مشکوک مرد 54 ساله بر اثر تزريق
تحقيقات براي مشخص شدن مقصر اصلي فوت مرد 54 ساله اي که صبح جمعه بر اثر تزريق آمپول در يکي از کلينيک هاي جنوب غرب تهران جان سپرد آغاز شد.  فردي با مراجعه به دادسراي امور جنايي تهران خبر از فوت مشکوک يکي از بستگانش در يکي از کلينيک هاي درماني داد. اين فرد در اظهاراتش عنوان کرد: شوهر خواهرش 54 ساله جمعه 23 شهريور بر اثر درد اندکي در پايش به يکي از کلينيک هاي جنبو غرب شهر در محله يافت آباد مراجعه کرد. جعفري معاون دادسراي امور جنايي تهران در خصوص اين پرونده به فارس، گفت: اين فرد در ادامه اظهاراتش مدعي شد که پزشکان اين درمانگاه براي اين فرد يک آمپول تجويز کردند اما زماني که همسر متوفي براي تهيه داروي مورد نظر به داروخانه رفته و بر مي  شود با جسد بي جان همسرش روبه رو مي شود. وي ادامه داد: اين فرد مدعي است پزشکان بيمارستان به همسر متوفي گفته اند بر طبق تجويز آمپول به متوفي ترزريق شده اما اين فرد به دارو پاسخ مناسبي نداده و جان سپرده است. معاون دادسراي امور جنايي تهران گفت: طبق اظهارات شاکي مسئولان اين درمانگاه از ارائه توضيح قانع کننده به همسر متوفي خودداري کرده و صرفا براي اين فرد گواهي فوت صادر کرده و اين زن را تهديد مي کنند که در صورت عدم انتقال جسد مراتب را به 110 اطلاع مي دهند. وي خاطرنشان کرد اقدام مسئولان اين درمانگاه در عدم اطلاع خبر فوت اين فرد به دادسرا نوعي جرم تلقي مي شود زيرا دادسرا بايد توسط مسئولان کلينيک ها از اينگونه حوادث با خبر شود. جعفري گفت: براي مشخص شدن صحت ادعاي شاکي و همچنين مقصر اصلي اين حادثه پرونده تشکيل و به بازپرس ويژه قتل ارجاع شده است.


بي توجهي راننده باعث مرگ پنج نفر شد
ابتکار- بي توجهي راننده پژو و انحراف به چپ آن باعث تصادف دلخراش بين پژو و يک دستگاه خودرو نيسان و فوت سرنشينانش شد. به گزارش پايگاه اطلاع رساني پليس روز گذشته پليس رضوانشهر شاهد يک تصادف دلخراش بود که با برخورد يک دستگاه خودرو پژو با يک دستگاه نيسان پنج نفر در دم فوت کردند. بنا به اين گزارش يک دستگاه پژو به رانندگي کاظم بردبار به همراه چهارتن از سرنشينانش جملگي اهل و ساکن تالش که از مسير جاده پونل به طرف صومعه سرا در حال حرکت بود با يک دستگاه خودرو نيسان به رانندگي جعفر مهدي پور اهل و ساکن صومعه سرا برخورد مي کنند. براثر اين تصادف رانندگان خودروها و سه تن از سرنشينان پژو در دم فوت کردند و ديگر سرنشين خودرو بلافاصله به کمک عوامل امدادي جهت مداوا به بيمارستان منتقل شد.


سقوط مشکوک مرد ميان سال از بالاي پاساژ  آلومينيوم
تحقيقات براي مشخص شدن نحوه سقوط مرد ميان سالي که ظهر ديروز از يکي از طبقات پاسا ژ آلومينيوم به طرز مشکوکي سقوط کرد، آغاز شد.ساعت 12 ظهر روز سه شنبه ماموران کلانتري 109 بهارستان از سقوط مشکوک يک مرد ميانسال از طبقه ششم پاساژ آلومينيوم با خبر شدند. ماموران با حضور در صحنه دريافتند که فردي حدودا55ساله به طور مشکوکي از يکي از طبقات پاساژ آلومينيوم سقوط کرده است. جعفري معاون دادسراي امور جنايي تهران در خصوص اين پرونده گفت: به احتمال زياد و طبق گفته شاهدان اين فرد از طبقه ششم سقوط کرده اما هيچ کدام از ساکنان اين طبقه از هويت اين فرد با خبر نيستند. وي ادامه داد: همراه اين فرد هيچ گونه مدرک شناسايي وجود ندارد همچنين اين فرد هيچ نامه يا دست خطي نيز از خود به جاي نگذاشته است. جعفري افزود: به همراه نداشتن اوراق شناسايي و همچنين هيچ گونه مدرکي دال بر خودکشي دو عاملي است که فرضيه قتل و سقوط عمدي را قوت بخشيده است.


 پدر شيرازي 3 فرزندش را کشت 

مردي با سابقه ابتلا به بيماري رواني، در نبود همسرش، سه فرزندش را در خواب با ضربات پتک از پاي درآورد. سرهنگ محمدي، رئيس پليس آگاهي فارس، درباره جنايت دلخراش يکشنبه شب شيراز گفت: نيمه هاي شب يکشنبه  25 شهريور ماه، مرد 50 ساله در تماس با اپراتور مرکز فوريت هاي پليسي 110 پس از آنکه با صداي گرفته اظهار کرد «بچه هامو کشتم»، آدرس محل را در اختيار ماموران قرار داد و بدين ترتيب با حضور تيم پليس جنايي، کارآگاهان با مرگ دلخراش دو دختر 18 و 13 ساله در يکي از اتاق هاي منزل مواجه شده و در ادامه جسد پسر 8 ساله نيز به عنوان آخرين قرباني پدر در اتاقي ديگر يافت شد. وي با اشاره به تحقيقات اوليه انجام شده، اظهار کرد: پدر متهم به قتل از همان لحظات اوليه پس از وقوع قتل پشيمان بود و از اين که موفق به خودکشي نشده بود، زجر مي کشيد. به گفته سرهنگ محمدي، در بررسي هاي بعدي براي پليس آشکار شد که مرد جنايتکار در تصميم آني به سراغ فرزندانش رفته است و با برداشتن پتکي که در منزل داشته، ابتدا دو دخترش را از پاي در  آورده و سپس به سراغ پسر خردسالش رفته است. در اين حال به دنبال صداي ناله  خواهران، «هادي8 » ساله از خواب بيدار شده بود، اما با مشاهده پدر در آن وضعيت، تواني براي گريختن از سرنوشت تلخ نداشته است. همچنين رئيس پليس آگاهي فارس با اشاره به مشکلات مالي شديد اين کارمند بازنشسته به ايسنا گفت: در تمامي اعترافات به دست آمده،  متهم از آينده مبهم فرزندانش ابراز نگراني کرده و به ماموران گفته است: «از ترس اين که مبادا با خودکشي خود، فرزندانم پس از من بي پناه و آواره شوند، تصميم به قتل آنها گرفتم و در نبود همسر و دختر 22 ساله ام در اقدامي آني سايه شوم مرگ را بر سر فرزندانم گستراندم.» سرهنگ محمدي همچنين افزود: تحقيقات محلي کارآگاهان جنايي نيز حاکي از آن بوده که مرد 50 ساله، درگيري هاي مداومي با همسرش داشته است و به شدت فرزندانش را در لحظات عصبانيت کتک مي زده، به طوري که همسايگان در جريان تحقيقات به پليس گفته اند همواره صداي ضجه فرزندان اين مرد را حين ضرب و شتم مي شنيده اند. رييس پليس آگاهي فارس گفت: سوابق بيماري رواني متهم براي پليس آشکار شده و او مدتها در بيمارستان روانپزشکي بوعلي بستري بوده است. بر اساس گزارش سرهنگ محمدي، در حال حاضر متهم به قتل در اختيار پليس آگاهي استان فارس قرار داشته و تحقيقات جنايي از وي ادامه دارد.


 مسافرنماهاي مسلح ناکام ماندند 


مسافرنماهاي مسلح که مي خواستند با دزديدن يک پرايد به بانک هاي تهران دستبرد بزنند با هوشياري پليس به زانو در آمدند.افسران کلانتري 138 جنت آباد،  هنگام گشتزني در بلوار بعثت به دو سرنشين يکدستگاه پرايدکه با سرعت سرسام آوردرحرکت بود، مشکوک شدند و ايست دادند.راننده پرايد اما به محض ديدن خودروي ناجا به شدت دستپاچه شد و در خيابان هاي خلوت با سرعت،جولان داد تا شايد از تيررس سبزپوشان قانون دور شود.پليس پس از تعقيب نفس گير،اين پرايد را در تقاطع بزرگراه«همت» متوقف کرد و هنگام بازرسي صندوق عقب،پسر 21 ساله اي به نام « ميلاد »که دست ها و دهانش را بسته بودند، نجات داد. راننده پرايد و همدستش همان موقع از احتياط ماموران، سو» استفاده کردند و پياده پا به فرار گذاشتند.«ميلاد» در حالي که وحشت در چهره اش موج مي زد به پليس گفت:سوار بر پرايدم مي خواستم از تقاطع بزرگراه نيايش به خيابان وليعصر بروم که دو مرد ناشناس خواستند آنها را دربست به آتيه سازان برسانم.وي افزود:مسافر نمايان،مدام مي گفتند از خيابان هاي خلوت عبور کنم تا اينکه ناگهان يکي از آنها با چاقو تهديدم کرد و ديگري اسلحه روي گردنم گذاشت.راننده جوان،ادامه داد:از ترس جانم فرياد نزدم و دزدان بي رحم دست و پايم را بستند و داخل صندوق عقب گذاشتند تا اينکه...با افشاي اين مساله و در حالي که تعقيب ماموران ادامه داشت بهروز(مجرم 33 ساله) در بزرگراه«همت»دستگير شد.همدستش خالد 27 ساله نيز در ميدان قزوين به زانو در آمد و دزدان مسلح به اداره آگاهي برده شدند.آنان که هيچ راهي براي گريز از قانون پيش رو نداشتند،در بازجويي ها اعتراف کردند:اسلحه را از «سليمانيه» عراق خريديم و به تهران آمديم. مي خواستيم بعد از دزديدن پرايد،به بانک ها دستبرد بزنيم که خيلي زود گرفتار شديم. به گزارش ايسکانيوز، ديروز پرونده دزدان مسلح براي رسيدگي قضايي به «رضا جعفري»معاون سرپرست دادسراي جنايي پايتخت سپرده شد تا تحقيق هاي جامع تر درباره ساير جرمهاي احتمالي«بهروز» و «خالد» صورت بگيرد.تبهکاران، اکنون به اتهام آدم ربايي و دستبرد مسلحانه، بازداشت موقت هستند.


 آدمکش اجاره اي، جنايت را گردن گرفت 

پسري که متهم است اسير وسوسه هاي يک زن شد و با همدستي او شوهرش را کشت، در دادگاه کيفري تهران به تشريح جزييات جنايت پرداخت.  در نشست رسيدگي به اين پرونده کهروز گذشته در شعبه 74 دادگاه کيفري تهران به رياست قاضي کوه کمره اي برگزار شد ابتدا آرش سيفي(نماينده دادستان)به تشريح کيفر خواست پرداخت و اظهار داشت: ادريس 22 ساله و شهرام 18 ساله، متهمان رديف اول و دوم هستند.شواهد نشان مي دهدآنها از سوي اقدس و دو دخترش (فاطمه و زهرا) اجير شدند و شوهر او (محمد) را شامگاه چهارم بهمن 85 در خانه اش«خادم آباد » شهريار کشتند.وي افزود: ضد و نقيض گويي فاطمه و زهرا دربازجوييها،سرانجام دست مادرشان را رو کرد و پرده از رازجنايت خانوادگي برداشت.نماينده دادستان ادامه داد:با توجه به تحقيق پليس، تقاضاي دادستان و همچنين نظريه پزشکي قانوني که علت اصلي مرگ «محمد»را خفگي اعلام کرده است براي متهمان رديف اول و دوم، حکم مرگ و براي مادر و دو دخترش به اتهام معاونت در جنايت تقاضاي مجازات قانوني دارم.به گزارش ايسکانيوز، سپس«ادريس»رو به روي پنج قاضي شعبه 74 ايستاد،جرمش را پذيرفت و در تشريح جزييات ماجرا گفت:اين خانواده را خيلي وقت است مي شناسم و با آنها رفت و آمد داشتم.وي اضافه کرد:نيمه شب من و دوستم «شهرام» سرکار بوديم که اقدس تماس گرفت و گفت بايد به خانه اش بروم.وقتي به آنجا رفتم اقدس ادعا کرد از بداخلاقي هاي شوهرش، جان به لب شده و بايد او را بکشم. «ادريس»افزود:حدود 2 ساعت با اقدس،جر و بحث کردم تا دست از سرم بردارداما گوشش بدهکار نبود.دست آخر تهديد کرد اگر به گفته اش عمل نکنم داد و فرياد مي کند و آبرويم را مي برد.شهرام جلوي در ايستاده بود و من به اتاق محمد رفتم.ناگهان از خواب پريد و با هم درگير شديم.تبهکار ادامه داد:اقدس التماس کرد کار را تمام کنم و من که کنترلم را از دست داده بودم، دستم را دور گردن محمد حلقه کردم و با تمامي قدرت فشردم.قاضي کوه کمره اي از متهم پرسيد: در اين جنايت شهرام هم دخالت داشت؟ ادريس گفت: نه او بي گناه است و از ماجرا بي خبر بود.قاضي کوهکمرهاي خطاب به ادريس گفت: اقدس وعده چه قدر پول به تو داده بود؟ که پاسخ شنيد: 10 ميليون تومان اما آخر سر قرار شد يک ميليون بدهد.ادريس در حالي که اشک مي ريخت «اقدس» را عامل اصلي اين جنايت ناميد و تاکيد کرد: وسوسه هاي اين زن، من و خانواده ام را به روز سياه نشاند. وقتي نوبت دفاع به شهرام 18 ساله  رسيد در جايگاه ويژه قرار گرفت و خود را بيگناه خواند وگفت :«باور کنيد در اين جنايت هيچ دخالتي نداشتم.فقط جلوي در منتظر ادريس ايستادم.سپس متهم رديف سوم (اقدس) رو به روي پنج قاضي شعبه ايستاد و گفت: «ادريس» به خاطر اختلاف حساب مالي،از شوهرم کينه به دل داشت.وقتي نيمه شب وارد اتاق محمد شدم ديدم شهرام روي پاي شوهرم نشسته و ادريس هم دهان او را گرفته است.من از ديدن اين صحنه شوکه شدم!قاضي کوه کمره اي از زن مقتول پرسيد: چرا داد و فرياد نکردني و کمک نخواستي؟اقدس گفت: خيلي ترسيده بودم و جرات سرو صدا نداشتم.قاضي کوه کمره اي خطاب به متهم گفت: پيش بازپرس اعتراف کرده وگفته اي به اصرار دخترانت ادريس را اجير کردي تا شوهرت را بکشد.آيا حرفهايت را قبول داري؟که جواب شنيد: بله، از بدخلاقي هاي محمد به تنگ آمده بودم و چاره اي جز اين نداشتم اما ادريس پيشنهاد کشتن شوهرم را داد و من قبول کردم.وقتي زهرا 18 ساله و فاطمه 16 ساله در جايگاه ويژه قرار گرفتند، اتهامشان را نپذيرفتند و اعلام کردنددر اين جنايت هيچ دخالتي نداشته اند.فاطمه گفت:يکسال قبل وقتي ادريس و خواهرش به خانه مان آمده بودند،پيشنهاد کشتن پدرم مطرح شد و اين پسر هم با وعده پول، قبول کرد.باور کنيد من و خواهرم در اين جنايت هيچ نقشي نداشتيم و وقتي به اتاق رفتيم که پدرم مرده بود.با پايان حرف هاي دو خواهر،قاضي کوه کمرهاي و چهار مستشار شعبه 74 وارد شور شدند تا با توجه به مدرک هاي موجود به انشاي راي بپردازند. صدور حکم مرگ «ادريس» قطعي به نظر مي رسد.


 دکمه هاي نظامي راز جنايت خانه ويلايي را فاش کرد
 اسرار کشته شدن پيرزن تنها در قلب پسر نظافتچي 

دکمه هاي نظامي کشف شده از منزل پسر نظافتچي، راز جنايت پيرزن تنها در خانه ويلايي را برملا کرد.کشف جسد اين پيرزن 74 ساله تنها، سي ام مرداد ماه سال جاري زماني که همسايه پير«تاشپر» از غيبت يک روزه  وي نگران شد و با 110  تماس گرفت، به ماموران کلانتري 107 «فلسطين» رسيد. ماموران که به محل رسيدند وقتي با عدم پاسخگويي زن صاحبخانه در منزل ويلايي اش روبه رو شدند، درب را شکسته و وارد منزل شدند، اما در بازرسي از اين خانه، قرار گرفتن جسد دمر زني کف آشپزخانه در حالي که سرش داخل قابلمه قرار گرفته بود، از حادثه اي ناخوشايند با احتمال جنايت حکايت داشت.
از مصرف کراک تا قتل در خانه ويلايي
تنها اميد «تاشپر» که فرزندي نداشت و مرگ همسر نظامي اش نيز سرنوشت تنهايي را برايش رقم زد، خواهري بود که خارج از کشور زندگي مي کرد و همسايه اي همسن و سال خود که اگر او را هر روز نمي ديد و صحبتي با او نمي کرد، آن روز را به شب نمي رساند. اين پيرزن، چهار ماه پيش، نقاشي را براي رنگ آميزي منزل قديمي اش استخدام کرده بود که با راهنمايي وي، نظافت منزل را نيز به دست مرد ميانسالي به نام «علي- ن» سپرده بود که به همراه پسر 24 ساله اش «مجيد» سه روز براي نظافت به اين منزل رفت و آمد کردند. در اين ميان لوله کش نيز براي انجام تعميرات، وسايلش را در انبار حياط خانه قرار داده بود و براحتي به منزل پير زن رفت و آمد مي کرد; اين افراد تمام کساني بودند که از ابتداي سال به منزل اين زن سالخورده  تنها رفت و آمد داشتند. به گزارش ايسنا، عصر روز سي ام مردادماه، زنگ درب خانه «تاشپر» در خيابان شهيد قرني به صدا در آمد. وقتي پشت آيفون هويت شخص بيرون خانه را پرسيد، متوجه شد «مجيد» براي نظافت آمده است و از آنجا که منزلش به نظافت نياز داشت، خوشحال از حضور اين جوان  بلافاصله در را باز و او را به سمت آشپزخانه راهنمايي کرد تا کار را از همانجا شروع کند. در حال توضيح بود که ناگهان دستي از پشت، دور گردنش را گرفت و او را از زمين بلند کرد. «مجيد» تصميم خود را گرفته بود. مدتي بود که به خاطر اعتياد شديد به کراک با مشکل مالي مواجه بود، طلاهاي مادرش را براي خريد موادمخدر ربوده بود و به همين خاطر مادرش، او را تحت فشار قرار داده تا به سرعت طلاها را بازگرداند، از اين رو چاره اي نداشت و وقتي با پدرش به خانه پيرزن تنها رفته بود، او را سوژه مناسبي براي سرقت ديد. بيکار بود و مجرد. دستانش را با فشار بيشتر دور گردن «تاشپر» که از وحشت به خود مي لرزيد و او را از زمين بلند کرد. جيغ و فريادهاي زن سالخورده برايش اهميتي نداشت. زن براي نجات تقلا مي کرد، پاهاي خود را بر روي لبه  کابينت گذاشت، اما در همين هنگام «مجيد»، او را به شدت بر روي زمين کوباند و اين ضربه مرگبار، جان پيرزن را گرفت. خون به شدت از پشت سر پيرزن به بيرون مي جهيد و «مجيد» با مشاهده اين صحنه، دست و پايش را گم کرده بود. قابلمه اي روي کابينت بود، حتي توجهي به آب داخل آن نکرد و براي جلوگيري از پخش نشدن خون بر کف آشپزخانه، آن را بر روي سر «تاشپر» گذاشت و بدون اتلاف وقت به سمت کمدها رفت. جاي طلاها را مي دانست، اما هر چه جست وجو کرد، فقط توانست5 حلقه انگشتر طلا و يک حلقه انگشتر نقره به دست آورد. 15 هزار تومان پول نقد نيز تنها موجودي پيرزن بود، دو دستگاه مترجم کوچک، يک بسته دکمه نظامي با آرم طاغوتي، سه جلد قرآن قديمي نيز از جمله وسايل با ارزش داخل کمد بود، آنها را برداشت و به سرعت خانه را ترک کرد.
احضار مظنونان به دايره قتل
سرگرد محمد نظري، مسوول اطلاع رساني پليس آگاهي تهران با اعلام اين خبر گفت: در پي کشف جسد اين پيرزن، اکيپ کارآگاهان تشخيص هويت و بررسي صحنه جرم براي انجام اقدامات لازم وارد عمل شدند. وي افزود: با گزارش حادثه به بازپرس کشيک قتل، اقدامات عملياتي براي روشن شدن موضوع آغاز شد و اين در حالي بود که نظريه پزشکي قانوني و تحقيقات کارآگاهان بررسي صحنه جرم، وقوع قتل را تاييد کردند و به اين ترتيب شناسايي متهم يا متهمان احتمالي قتل در دستور کار قرار گرفت. در اولين شاخه از اقدامات، از آنجا که اين پيرزن هيچ کس را نداشت، افرادي که در چند ماه اخير به منزلش رفت و آمد داشتند، به عنوان مظنون به دايره دهم پليس آگاهي که پرونده به آنجا ارجاع شده بود،  احضار شدند. نقاش ساختمان،  پدر و پسر نظافتچي و مرد لوله کش، پشت ميز افسر تحقيق قرار گرفتند. به گفته سرگرد نظري، پدر و پسر نظافتچي مظنونان اصلي بودند و به همين خاطر منزل آنها که در باغ مهر بود، مورد بازرسي قرار گرفت.
دکمه هاي نظامي، متهم را لو داد
به گفته مسوول اطلاع رساني پليس آگاهي تهران، در بازرسي از منزل اين پدر و پسر، يک جلد قرآن قديمي، يک حلقه انگشتر نقره قديمي و همچنين يک بسته دکمه نظامي با آرم طاغوتي در وسايل «مجيد» به دست آمد که آخرين مورد سرنخي شد تا ماموران از آن عليه «مجيد» استفاده کنند، چرا که همسر پيرزن يک نظامي بود و اين دکمه ها به احتمال بسيار زياد از منزل «تاشپر» به سرقت رفته بود. وي ادامه داد: اين در حالي بود که در بررسي هاي پليسي، ماموران با شناسايي دوستان «مجيد» به سراغ مرد طلافروش رفتند که مظنون با او رفت و آمد داشت، از اين رو او را مورد بازجويي قرار دادند که گفت: چندي پيش «مجيد»، شش حلقه انگشتر را براي فروش پيش من آورد، اما به دليل نداشتن فاکتور از خريد آنها خودداري کردم. بدين ترتيب با به دست آمدن اين سرنخ ها و قرآن قديمي که به نظر مي رسيد متعلق به پيرزن است، بازجويي متهم با احضار او در بيست و پنجم شهريور ماه جدي تر شد، اما او در حالي که مرتب منکر قتل بود، در ادامه با دلايل و مدارک پليس سرانجام لب به اعتراف باز کرد و ماجراي قتل را بازگفت.
بيکاري و فشار مالي، انگيزه جنايت سياه
متهم انگيزه خود از ارتکاب قتل، بيکاري و تحت فشار بودن از لحاظ مالي عنوان کرد و با بيان جزئيات جنايت سياه بعد از ظهر سي ام مردادماه در خانه پلاک 11 اعتراف کرد: شش انگشتر را به طلافروشي در خيابان سعدي فروختم که در اين رابطه مالخر به پليس آگاهي احضار شد و اقدامات قضايي براي انجام ادامه تحقيقات ادامه دارد.


نگاه ويژه
صفحه اول
سياسي
گوناگون
جامعه
حوادث
اقتصادي
شهرستان
ورزشي
انديشه
وبلاگستان
ايران و جهان
فرهنگ و هنر
طالع بيني روزانه