جستجو
  نسخه شماره 1030 - 1386/07/10 -   صفحه اصلي

روي خط تاريخ


کوفه، رمضان سال 40 هجري


بر بلنداي عبادت خالصانه


مصرف سيب براي اعصاب و روان بسيار مفيد است


امکان تشخيص بهتر بيماري هاي نورولوژيکي فراهم شد


ساخت سکو براي فرود بالگرد بر روي قايق هاي تفريحي


قدر «شب هاي قدر» را بدانيم


 روي خط تاريخ 

تصرف صنايع نفتي به نفع ايران: درچنين روزي درسال1330ه.ش، صنايع نفتي ايران در دست مردم ايران قرار گرفت. در 23 اسفند سال 1329ه.ش، مجلس شوراي ملي، ماده واحده ارسالي از کميسيون نفت را در مورد ملي شدن صنعت نفت ايران به اتفاق آرا تصويب کرد و در روز 29 اسفند همان سال مجلس سنا راي مجلس شوراي ملي را تاييد نمود.
روز شهادت کلنل محمدتقي خان پسيان: درچنين روزي درسال 1300ه.ش، محمدتقي خان پسيان از آزاديخواهان تاريخ ايران به شهادت رسيد
سالروز پادشاهي داريوش هخامنشي: درچنين روزي درسال 522 پيش از ميلاد، داريوش هخامنشي تاج شاهي را بر سر نهاد. او در دوران پادشاهي خود دستور ساخت تخت جمشيد را صادر کرد.
تولد ماهاتما گاندي: موهنداس کرمچند مشهور به مهاتما گاندي درچنين روزي درسال 1869م، ديده به جهان گشود. وي دوره تحصيلات حقوق را در انگليس گذراند و چند سال در آفريقاي جنوبي به وکالت پرداخت و از نزديک به مظالمي که به هندي تبارها مي شد آشنا گرديد. گاندي پس از بازگشت به هند آرام آرام در بطن مبارزات مردم هند قرار گرفت و هدف خود را در اين مبارزه با استعمار انگليس مقاومت منفي قرار داد که خشونت و حتي مقابله با مثل را نفي کرد. او درسال 1948م، توسط هندويي متعصب به قتل رسيد.
تولد گراهام گرين: درچنين روزي درسال 1904م، گراهام گرين، نويسنده برجسته انگليسي ديده به جهان گشود.
 درگذشت ارسطو: درچنين روزي درسال 322 قبل از ميلاد، ارسطو فيلسوف بزرگ يونان و جهان دار فاني را وداع گفت. اين فيلسوف برجسته درسال 384 قبل از ميلاد مسيح در استاگيرا از شهرهاي مقدونيه يونان ديده به جهان گشود.
استقلال گينه: درچنين روزي درسال 1958م، کشور گينه که در غرب منطقه استوايي آفريقا و در ساحل اقيانوس اطلس مابين ساحل عاج و سنگال قرار دارد، مستقل و در دوازدهم دسامبر همان سال به عضويت سازمان ملل متحد در آمد.


 کوفه، رمضان سال 40 هجري 


در سال 40 هجري قمري پس از آن که ضربت خوردن حضرت علي(ع) در شهر کوفه پراکنده شد، اهالي اين شهر، به ويژه شيعيان و محبان آن حضرت، سراسيمه وارد مسجد شده و از حال آن حضرت پرس و جو نمودند. آنان هنگامي که به نزد آن حضرت رسيدند، ديدند سر مبارکش در دامن فرزندش امام حسن مجتبي(ع) است و با اين که جاي زخم سرش را محکم بسته اند، با اين حال خون از آن جاري است و چهره مبارک آن حضرت از زردي به سفيدي مايل شده است و به آسمان نظر مي افکند و به تسبيح و تقديس الهي مشغول است و مي گويد: الهي اسئلک مرافقه الانبيا» و الاصيا» و اعلي درجات جنه الماوي. در همين هنگام ضارب آن حضرت، يعني عبدالرحمن بن ملجم مرادي را دستگير کرده و به مسجد آوردند. مردم که از شدت خشم و ناراحتي مي خواستند وي را با دست و دندان خويش پاره پاره کرده و به سزايش برسانند، با ممانعت محافظان و ياران حضرت علي(ع) مواجه شدند. حضرت علي(ع) هنگامي که نظر مبارکش به آن تيره بخت و روسياه افتاد، به وي فرمود: اي ملعون! کشتي اميرمومنان و پيشواي مسلمانان را، در حالي که تو را پناه داد و بر ديگران اختيار کرد و به تو عطاها نمود. آيا براي تو بد امامي بود؟ و پاداش نيکي هاي او به تو، همين بود که دادي؟ ابن ملجم سر به زير افکند و سخني نمي گفت. پس از دقايقي امام علي(ع) چشم گشود و فرمود: اي فرشتگان خدا با او مدارا کنيد. ابن ملجم مرادي، در اين وقت مي گريست و خطاب به آن حضرت، مي گفت: افانت تنقذ من في النار؟ آيا تو مي تواني کسي که جايش در جهنم است، نجاتش دهي؟ امام علي(ع) به فرزندش امام حسن(ع) درباره رفتار با ابن ملجم سفارش کرد و به وي فرمود: پسرم! با اسير خود مدارا کن و با وي طريق شفقت و رحمت پيش بگير. امام حسن(ع) عرض کرد: پدرجان! اين ملعون، ضربتي سخت بر تو وارد کرد و دل هاي ما را به درد آورده است، با اين حال دستور مي دهي که با وي رفتاري مشفقانه در پيش گيريم؟ امام علي(ع) فرمود: فرزندم! ما اهل بيت رحمت و مغفرتيم. پس وي را به آن چه خود مي خوري، بخوران و به آن چه مي آشامي، بياشام. اگر من از دنيا رفتم، از او قصاص کن ولي جسدش را به آتش مسوزانيد و وي را مثله نکنيد. زيرا از جدت رسول خدا (ص) شنيدم که مي فرمود: مثله نکنيد، اگرچه سگ گزنده باشد. اما اگر زنده ماندم، خودم داناترم که با او چه رفتاري کنم و عفو وي را ترجيح مي دهم. زيرا ما از اهل بيت هستيم که با گناهکاران در حق خويش، جز به عفو و کرم رفتار نمي کنيم. در اين هنگام، آن حضرت را که به سوي خانه اش منتقل کردند و دختران و فرزندان و ساير خانواده آن حضرت، با ديدن وي شيون و گريه سر دادند. نقل شد که براي درمان زخم آن حضرت، پزشکان کوفه را گرد آوردند و حاذق ترين و داناترين آنان، شخصي بود به نام «اثيربن عمرو.» وي چون در زخم سر مبارک آن حضرت نگريست، شش گوسفندي طلبيد که تازه و گرم بود و رگي از آن بيرون کشيد و آن را در شکاف زخم سر آن حضرت گذاشت و در آن دميد تا اطرافش به تمام قسمت هاي جراحت رسيد و اندکي بگذاشت و سپس برداشت و در آن نگاهي کرد و ديد که برخي از سفيدي مغز سر آن حضرت در آن مشاهده مي گردد. در اين وقت با حسرت و آه، عرض کرد: يا اميرالمومنين! وصيت خود را بگو، که اين زخم کار خود را کرده و به مغز سرت رسيده است و از تدبير بيرون شده است. آنگاه حضرت علي(ع) به امام حسن(ع) و امام حسين(ع) و ساير فرزندانش سفارش نمود. وصيت آن حضرت به فرزندانش در نامه 47 نهج البلاغه (فيض الاسلام) آمده است. حضرت علي(ع) تا شب 21 رمضان، در بستر بيماري بود و در اين شب گاهي بي هوش مي گرديد و گاهي به هوش مي آمد و به اطرافيان نظري مي افکند و به آنان توصيه مي نمود. سرانجام چشمان مبارکش را بر هم گذاشت و پاهاي خود را به سوي قبله نمود و گفت: اشهد ان لا اله الاالله وحده لاشريک له واشهدان محمدا عبده ورسوله. اين کلمات را گفت و روح مبارکش به اعلي عليين پرواز کرد. امام حسن مجتبي(ع) و امام حسين(ع) به همراهي ساير فرزندان و ياران نزديک وي، او را غسل و کفن کرده و طبق سفارش آن حضرت، شبانه وي را در بيرون شهر کوفه، در جايي که هم اکنون معروف به نجف اشرف است، به خاک سپردند.


 بر بلنداي عبادت خالصانه  


حضرت علي(ع) در عبادت چنان اوج مي گرفت که مي توان گفت از جهان و آنچه در آن است غافل مي شد، براي بسياري اين باور نکردني است که در حال نماز تير از پاي آن حضرت درآورند، او از درد ننالد و حتي بگويد متوجه آن نبودم. حضرت علي(ع) خدا را باور داشت. مي دانست  خدا و حساب و معاد، حق است. همه چيز براي او عيني شده بود و خدا را در همه جا و همه چيز مي ديد. خود فرمود: هيچ پديده اي را نديدم جز آنکه خداي را قبل از آن، با آن و پس از آن ديده ام. عبادت او سرآمد بود و در اين مسئله همين بس که در نماز در سجده ضربه خورد و فرقش شکافت ولي دست از نماز برنداشت و نماز را تمام کرد. پس از ضربه خوردن او را به خانه مي بردند. نظري به طلوع فجر افکند و فرمود: اي صبح، تو شاهد باش که تنها در اين لحظه و اولين بار است که علي را دراز کشيده مي بيني و بدين خاطر است که امام سجاد(ع) مي فرمايد: چه کسي مي تواند چون علي خدا را عبادت کند.


 مصرف سيب براي اعصاب و روان بسيار مفيد است 


سيب ميوه اي است سرشار از ويتامين هاي آ، ب، ث و پتاسيم که در درمان هاي طبيعي، دارويي براي پيشگيري از بيشتر امراض شناخته شده است  و مصرف آن در از بين بردن عفونت ها بسيار مهم است.  سيب نه تنها براي درمان يبوست، بلکه براي اسهال نيز بسيار موثر مي باشد.  اما طريق مصرف آن متفاوت است، افرادي که دچار يبوست هستند، مي توانند يک سيب را تنوري کرده و يا در فر بگذارند و در هنگام شب و صبح يک عدد ميل کنند.  در حالي که براي درمان اسهال، سيب را رنده کرده  و پس از چند ساعت که رنگ آن تيره شد، مي توان آن را استفاده کرد. به گزارش سلامت نيوز، آب سيب تازه، سموم بدن را دفع کرده و براي اطفال بسيار مفيد است.  سيب ميوه اي است که ويتامين ب زيادي دارد و به همين دليل براي اعصاب و روان بسيار مهم مي باشد. بهتر است، افراد عصبي هر روز يک ليوان آب سيب تازه با کمي  گلاب بخورند. سيب درجه تب را پايين  آورده و براي بهبود گلودرد و سينه درد نيز بسيار موثر مي باشد.  يکي ديگر از خواص سيب رنده شده، اين است که براي افراد مبتلا به زخم معده بسيار مفيد است. 


 امکان تشخيص بهتر بيماري هاي نورولوژيکي فراهم شد  


گروهي از دانشمندان ايتاليايي موفق شدند با ترکيب دو تکنيک تشخيص بيماري هاي نورولوژيکي، کيست ها و تومورهاي مغزي را به روشي بهتر و سريع تر شناسايي کنند. محققان دانشگاه کاتوليک رم، به منظور تشخيص بهتر بيماران با مشکلات نورولوژيکي دو تکنيک تشخيص الکتروميوگرافي و اکوگرافي را ترکيب کردند. اين دانشمندان با آزمايش ترکيب اين دو تکنيک تشخيص روي بيماران نشان دادند که اين ترکيب براي شناسايي بهتر کيست ها و تومورها بسيار مهم است. چراکه تنها با استفاده از الکتروميوگرافي بسياري از اين تومورها و کيست ها شناسايي نمي شوند. به گزارش مهر، اين دانشمندان با استفاده از الکتروميوگرافي، الکترودهايي را براي بررسي شرايط نورون ها به بيمار وصل کرده و فعاليت الکتريکي ماهيچه ها و اعصاب مورد بررسي براي تشخيص يک بيماري خاص را اندازه گيري مي کنند.سپس از اکوگرافي براي بررسي نورون هاي بسيار کوچکي که امکان شناسايي آنها با الکتروميوگرافي وجود ندارد، استفاده مي کنند.


 ساخت سکو براي فرود بالگرد بر روي قايق هاي تفريحي 


دانشمندان يک شرکت تحقيقاتي در فرانسه با استفاده از به  روزترين فناوري هاي سازه سازي جهان سکوهاي ويژه اي از صفحات جمع شدني براي قايق هاي تفريحي مي سازند که قابليت پذيرايي از هرنوع بالگرد با هر اندازه اي را دارند. بر اساس گزارش گيزمگ، فناوري هاي به کار رفته در ساخت اين سکوهاي فرود به گونه اي موثر است که به راحتي و تنها در مدت چند دقيقه باز شده و پس از برخاستن بالگرد نيز جمع مي شوند. در حال حاضر بالگردها تنها در صورتي مي توانند بر روي سطح قايق ها فرود آيند که تمامي وسايل و تجهيزات موجود بر روي قايق جمع آوري شوند. اين شرکت طرح هاي مدرن و متفاوتي براي ارايه اين امکان بي نظير درنظر گرفته است که مدل چترگونه آن از مهمترين اين طرح ها عنوان شده است. اين سکوي فرود تا پيش از باز شدن در داخل لوله اي و بدون آنکه فضاي خاصي را اشغال کند نگهداري مي شود.


 قدر «شب هاي قدر» را بدانيم 

بنابر ديدگاه حکمت الهي، در نظام آفرينش، هر چيزي اندازه اي خاص دارد و هيچ چيزي بي حساب و کتاب نيست. جهان حساب و کتاب دارد و بر اساس نظم رياضي تنظيم شده، گذشته، حال و آينده آن با هم ارتباط دارند. استاد مطهري در تعريف «قدر» مي گويد: «قدر به معناي اندازه و تعيين است. حوادث جهان از آن جهت که حدود و اندازه و موقعيت مکاني و زماني آنها تعيين شده است، مقدور به تقدير الهي است.» پس در يک کلام، «قدر» به معناي ويژگي هاي طبيعي و جسماني چيزهاست که شامل شکل، حدود، طول، عرض و موقعيت هاي مکاني و زماني آنها مي گردد و تمام موجودات مادي و طبيعي را در برمي گيرد. اين معني از روايات استفاده مي شود; چنان که در روايتي از امام رضا(ع) پرسيده شد: معناي «قدر» چيست؟ امام فرمود: «اندازه گيري هر چيز اعم از طول و عرض آن است.» و در روايت ديگر، اين امام بزرگوار در معناي قدر فرمود: «اندازه هر چيز اعم از طول و عرض و بقاي آن است.» در اين شب تمام حوادث سال آينده به امام هر زمان ارائه مي شود و وي از سرنوشت خود و ديگران با خبر مي گردد. امام باقر(ع) مي فرمايد: «در شب قدر به  ولي امر (امام هر زمان) تفسير کارها و حوادث نازل مي شود و وي درباره خويش و ديگر مردمان مامور به دستورهايي مي شود.» بنابراين، معناي تقدير الهي اين است که در جهان مادي، آفريده ها از حيث هستي و آثار و ويژگي هايشان محدوده اي خاص دارند. اين محدوده با اموري خاص مرتبط است; اموري که علت ها و شرايط آنها هستند و به دليل اختلاف علل و شرايط، هستي، آثار و ويژگي هاي موجودات مادي نيز متفاوت است. هر موجود مادي به وسيله قالب هايي از داخل و خارج، اندازه گيري و قالب گيري مي شود. اين قالب، حدود، يعني طول، عرض، شکل، رنگ، موقعيت مکاني و زماني و ساير عوارض و ويژگي هاي مادي آن به شمار مي آيد. پس معناي تقدير الهي در موجودات مادي، يعني هدايت آنها به سوي مسير هستي شان است که براي آنها مقدر گرديده است و در آن قالب گيري شده اند. اما تعبير فلسفي «قدر»، اصل عليت است. «اصل عليت همان پيوند ضروري و قطعي حوادث با يکديگر و اين که هر حادثه اي تحت قطعيت ضروري و قطعي خود و نيز تقدر و خصوصيات وجودي خود را از امري يا اموري مقدم بر خود گرفته است. اصل عليت عمومي و نظام اسباب و مسببات بر جهان و جميع وقايع و حوادث جهان حکمفرماست و هر حادثي، ضرورت و قطعيت وجود خود و نيز شکل و خصوصيت زماني و مکاني و ساير خصوصيات وجودي اش را از علل متقدمه خود کسب کرده است و يک پيوند ناگسستي ميان گذشته و حال و استقبال ميان هر موجودي و علل متقدمه او هست.» اما علل موجودات مادي ترکيبي، فاعل و ماده و شرايط و عدم مانع است که هر يک تاثير خاص بر آن دارند و مجموع اين تاثيرها، قالب وجودي خاصي را شکل مي دهند. اگر تمام اين علل و شرايط و عدم مانع، کنار هم گردآيند، علت تامه ساخته مي شود و معلول خود را ضرورت و وجود مي دهد که از آن در متون ديني به «قضاي الهي» تعبير مي شود. اما هر موجودي با توجه به علل و شرايط خود قالبي خاص دارد که عوارض و ويژگي هاي وجودي اش را مي سازد و در متون ديني از آن به «قدر الهي» تعبير مي شود. با روشن شدن معناي قدر، امکان فهم حقيقت شب قدر نيز ميسر مي شود. شب قدر شبي است که همه مقدرات تقدير مي گردد و قالب معين و اندازه خاص هر پديده، روشن و اندازه گيري مي شود. به عبارت روشن تر، شب قدر يکي از شب هاي دهه آخر ماه رمضان است. طبق روايات ما، يکي از شب هاي نوزدهم يا بيست و يکم و به احتمال زيادتر، بيست و سوم ماه مبارک رمضان، شب قدر است. در اين شب، که شب نزول قرآن به شمار مي آيد، امور خير و شر مردم و ولادت، مرگ، روزي، حج، طاعت، گناه و خلاصه هر حادثه اي که در طول سال واقع مي شود، تقدير مي گردد. شب قدر هميشه و هر سال تکرار مي شود. عبادت در آن شب، فضيلت فراوان دارد و در نيکويي سرنوشت يک ساله بسيار موثر است. در اين شب تمام حوادث سال آينده به امام هر زمان ارائه مي شود و وي از سرنوشت خود و ديگران با خبر مي گردد. امام باقر (ع) مي فرمايد: «در شب قدر به  ولي امر (امام هر زمان) تفسير کارها و حوادث نازل مي شود و وي درباره خويش و ديگر مردمان مامور به دستورهايي مي شود.» پس شب قدر شبي است که:
1) قرآن در آن نازل شده است.
2) حوادث سال آينده در آن تقدير مي شود.
3) اين حوادث بر امام زمان (روحي فداه) عرضه و آن حضرت مامور به کارهايي مي گردد.
بنابراين، مي توان گفت شب قدر، شب تقدير و شب اندازه گيري و شب تعيين حوادث جهان ماده است. اين مطلب مطابق آيات قرآني نيز مي باشد; زيرا در آيه 185 سوره مبارکه «بقره» مي فرمايد: «شهر رمضان الذي انزل فيه القرآن;» ماه رمضان که در آن قرآن  نازل شده است.» طبق اين آيه، نزول قرآن (نزول دفعي) در ماه رمضان بوده است. و همچنين آيات: «انا انزلناه في ليله مبارکه انا کنا منذرين* فيها يفرق کل امر حکيم* امرا من عندنا انا کنا مرسلين.» نيز تصريح دارد که نزول ]دفعي [ قرآن در يک شب بوده است که از آن به شب مبارک تعبير شده است. همچنين در سوره مبارکه قدر تصريح شده است که قرآن در شب قدر نازل شده است. «قدر» در لغت به معناي اندازه و اندازه گيري است. «تقدير» نيز به معناي اندازه گيري و تعيين است. اما معناي اصطلاحي «قدر»، عبارت است از ويژگي هستي و وجود هر چيز و چگونگي آفرينش آن به عبارت ديگر، اندازه و محدوده وجودي هر چيز، «قدر» نام دارد. پس با جمع آيات سه گانه بالا روشن مي شود:
1) قرآن در ماه رمضان نازل شده است.
2) قرآن در شبي مبارک از شب هاي ماه مبارک رمضان نازل شده است.
3) اين شب، در قرآن شب قدر نام دارد.
4) ويژگي خاص اين شب بر حسب آيات سوره مبارکه دخان دو امر است:
الف) نزول قرآن.
ب) هر امر حکيمي در آن شب مبارک جدا مي گردد.
اما سوره مبارکه قدر که به منزله شرح و تفسير آيات سوره مبارکه «دخان» است، شش ويژگي براي شب قدر مي شمارد:
1) شب نزول قرآن است (انا انزلناه في ليله القدر).
2) اين شب، شبي ناشناخته است و اين ناشناختگي به دليل عظمت آن شب است ( و ما ادراک ما ليله القدر).
3) شب قدر از هزار ماه بهتر است. (ليله القدر خير من الف شهر).
4) در اين شب مبارک، ملائکه و روح با اجازه پروردگار عالميان نازل مي شوند (تنزل الملائکه والروح فيها باذن ربهم) و روايات تصريح دارند که آنها بر قلب امام هر زمان نازل مي شوند.
5) اين نزول براي تحقق هر امري است که در سوره «دخان» بدان اشاره رفت (من کل امر) و اين نزول، که مساوي با رحمت خاصه الهي  بر مومنان شب زنده دار است، تا طلوع فجر ادامه دارد (سلام هي حتي مطلع الفجر).
6) شب قدر، شب تقدير و اندازه گيري است; زيرا در اين سوره، که تنها پنج آيه دارد، سه بار «ليله القدر» تکرار شده است و اين نشانه اهتمام ويژه قرآن به مسئله اندازه گيري در آن شب خاص است.
مرحوم کليني در کافي از امام باقر (ع) نقل مي کند که آن حضرت در جواب معناي آيه «انا انزلناه في ليله مبارکه» فرمودند: «آري شب قدر، شبي است که همه ساله در ماه رمضان و در دهه آخر آن، تجديد مي شود. شبي که قرآن جز در آن شب نازل نشده و آن شبي است که خداي تعالي درباره اش فرموده است: «فيها يفرق کل امر حکيم; در آن شب هر، امري با حکمت، متعين و ممتاز مي گردد.» آنگاه فرمود: «در شب قدر، هر حادثه اي که بايد در طول آن سال واقع گردد، تقدير مي شود; خير و شر، طاعت و معصيت و فرزندي که قرار است متولد شود يا اجلي که قرار است فرارسد يا رزقي که قرار است برسد و....»


نگاه ويژه
صفحه اول
سياسي
گوناگون
جامعه
حوادث
اقتصادي
شهرستان
ورزشي
دانشگاه
وبلا گستان
ايران و جهان
فرهنگ و هنر
طالع بيني روزانه