|
|
|
همان گونه كه ميدانيم در جهان هستي يك نظام خلقت وجود دارد، لكن اين نظام، نظامياست كاملاً قانوندار كه حقاً بايد آنرا نظام قانونمند خلقت ناميد. كوچكترين اختلال در نظام قانونمند خلقت باعث پيدايش گرفتاريهاي متعدد و گاهي باعث ايجاد چنان فجاعي خواهد شد كه ممكن است حيات كليه موجودات مورد تهديد و حتي نابودي قرار گيرد. به عنوان مثال تخريب لايه حفاظتي جو ـ اوزون ـ باعث ورود تشعشعات زيانآور ماوراء بنفش به كره زمين شده، باعث آسيبهاي ژنيتيكي ، پيدايش سرطان پوست، سرطانهاي داخلي بدن، آسيب به گياهان ، موجودات آبزي و حتي دوزيستان ميشود . با اختلال در نظام طبيعت و نظام زيستي، تندرستي مربوط به محيط زيست به طريق مختلف آسيب ميبيند. اصلاح فرهنگ عمومي بايستي در جهت هدايت افكار عمومي به موضوع قانونمندي نظام خلقت باشد و اينكه خالق جهان اصولي را با عنوان دين در جهت تنظيم روابط محيط بشري بنا نهاده است ، در واقع اصلاح فرهنگ عمومي همانند اصلاح انديشه اسلامي در وهله اول بايد با ارجاع به وحب صورت پذيرد زيرا كه وحي با فطرت آدمي سازگاري و همخواني كامل دارد. از ابتداي خلقت انسان، خداوند براي هدايت بشر و اصلاح ... ادامه... | |
| برر سي نظام ارزشي افراد محبوبومطرودگروهوتعميم آنبه فرهنگعمومي |
|
|
هر چه علم بيشتر گسترش مييابد، دامنه و توانائي كاركردن انسان بيشتر و عميقتر ميشود، بديهي است فعاليت موثر انسان در تعامل و تأثير و تاثر متقابل با ديگر انسانهاست. نياز آدمي به زيست اجتماعي و همراهي درگروه براي حل مشكلات وراهيابي به مقصود سابقهاش به خلقت و پيدايش انسان در اين كره خاكي ميرسد. بدين معني كه زيست اجتماعي، امنيت، رفاه بيشتر، و آسودگي و آرامش را در بردارد . نص صريح قرآن كريم و تاكيدات متعدد و فراوان ائمه معصومين (ع) برزيست اجتماعي سالم و اعتصام بحبل ا... حاكي از اين مدعاست كه همبستگي بين افراد ميتواند چاره ساز بسياري از معضلات اجتماعي باشد. يكي از فعاليتهاي اساسي در روابط انساني، انگيختن افراد براي انجامكار به صورت گروهي است و لازمه نيل به اين هدف نيز شناخت فرهنگكار در جامعه و همچنين شناخت گروهي است كه به عنوان نيروي مولد و به صورت يك گروه منسجم و پويا در انجام وظايف محوله نقش ايفا ميكنند. در روابط انساني به عوامل انساني بيش از عوامل اقتصادي يا ماشيني توجه ميشود، چون هدف آن مطالعه رفتارآدمي در محيط است . پويائي گروه وميزان همبستگي بين افراد گروه بيترديد يكي از شرايط ... ادامه... | |
| فرهنگ عمومي و نحوه مطالعه آن | |
|
قواعد ، آداب و رسوم ، هنجارها و الگوهاي رفتاري و ارزشهاي اجتماعي را انسان از همان آغاز فراميگيرد، از ساختهها و افكار ديگران بهره ميگيرد و در محيطي زندگي ميكند كه در ادامه نسلهاي پيدر پي گذشتگان شكل گرفته كه به آن «محيط فرهنگي » اطلاق ميشود . انسان از همان ابتدا به نهاد اجتماعي خانواده وبه دنبال آن وابسته به جامعه است كه درگير است. اين سازمانها و روابط اجتماعي از نسل گذشته به ارث ميرسد و نسل كنوني در صدد است آن را به نسل بعد از خود انتقال دهد. مردم از طريق فرهنگ، مهارتهايي را كه براي بقايشان در انواع گوناگون محيطهاي طبيعي لازم است فرا ميگيرند. براي بررسي اينكه «فرهنگ عمومي » چيست، لازم است ابتدا چند واژه را معنا كرد. اولين واژه : « فرهنگ عامه ( فلكور ) folklore » است كه از دو واژه «folk » به معناي «مردم » «دانش». و «lore »به معني «دانستن » گرفته شده . با توجه به ريشه لغوي كلمه ، اين واژه دانشي را ميرساند كه به مطالعه «ابعاد سنتي يك جامعه ميپردازد ودر واقع شاخهاي از جامعهشناسي است كه محور تحقيقات آن را هر چه كه با قوم در جامعه ربط دارد، يعني شيوههاي زندگي ، اعمال و رفتار، ... ادامه... | |
| فرهنگ اسلامي و احياي ارزشهاي |
|
|
پيشگفتار در اسلام عمل و اقدام در مورد تشكيل فرهنگ رشد يافته از وضع نظريه دراين مورد مهمتر است ولي هرگونه اقدام عملي در اين مورد نياز به وضع نظريه دارد. دراين مختصر سعي برآن است، تا با الهام از سنت قرآني و اسلامي كه در فرهنگ اسلامي عمل از نظريه مهمتراست و در اين ميان تجربه ديني در تنظيم فرهنگي نقش مهمي دارد را همواره مدنظر داشته باشم و كوشش شده تا نقش اساسي تجربه ديني را در تشكيل فرهنگ مناسب در جهت تدارك وجدان جمعي و احياي ارزشهاي فرهنگي عرضه نمايم. هر چند بنظر ميرسد در آغاز راه قرارداريم. اميدوارم در اين جاده ناهموار به بيراهه نرفته باشم. عناصر ثبات و تغيير در صورتي كه به عوامل تغيير در فرهنگ معتقد نباشيم ناگزير تنها از طريق عناصر ثبات، به چارچوبي بسته از ارزشها هدايت ميشويم كه يا در تاريخ و همچنين در آينده ثابت فرض ميشود و يا براي تحقق ارزشهاي ثابت در جامعهاي كه تغييرات در آن وجود دارد عناصري از تغيير و ثبات وارد ميگردد تا جامعه به سوي ارزشها هدايت گردد كه در طول زمان قابل تغييرنباشد. ولي اثبات ارزشها كه در طول تاريخ و يا در آينده ثابت فرض شود كاري مشكل است، قائل شدن به اينكه ... ادامه... | |
| مسائل فرهنگ عمومي و ضرورت اصلاح آن | |
|
خانم خزعلي : بسم الله الرحمن الرحيم بحث ، ايجاد تغيير در فرهنگ عمومي و تبيين فرهنگ و جايگاه آن در ارتقاء فرهنگي جامعه است همان طور كه مستحضريد فرهنگ مجموعة بينش نگرش و منش و گفتار و كردار هر ملت است كه بازيابي از فرهنگ مقبول يا فرهنگ حاكم برآن جامعه را ارائه ميدهد و لذا هر گونه تغيير فرهنگي مستلزم تغييرات در باورها و بينشها است كه در پي آن با جهاد و تلاشي پيگير تغيير در گفتار و كردار و در نهايت منش فردي و اجتماعي را به دنبال داشته باشد . چيزي كه در عرف امروز ما اصلاح باورها يا تغيير باورها و نگرشها ناميده ميشود، يكي از رسالتهاي اولياء وانبياء است تا فطرتهاي انسانها را بيدار كنند و فرهنگ گذشته را كه به وسيلة فرهنگ مهاجم خمود شده ، در كنار ديگر مسائل اجتماعي احياء كنند. در اين رابطه ما در همه اديان و در اسلام مسئله نفي الههها، نفي ضد ارزشها را مقدم بر تثبيت الله ميبينيم و در روش تربيتي انبياء و اولياء الهي اين را عملاً شاهد هستيم كه انبياء و اولياء الهي به محض اينكه اصلاح اجتماعي را آغاز ميكردند با اقامه صلوه و ايتاء زكوه جو عمومي جامعه را با معنويات و ماديات در دست ميگرفتندو ... ادامه... | |
| موضوع : مسايل فرهنگ عمومي |
|
|
مقدمه فرهنگ مبداء همه خوشبختيهاي ملت است اگر فرهنگ ، فرهنگ شالح باشد جوانهاي ما صحيحبار ميآيند امام خميني اساساً اركان هر جامعهاي بر فرهنگ آن جامعه استوار است و مباني فرهنگي ، منبعث از نحوه تعليم و تربيت، عقايد ، سنن، رسوم ملي و مذهبي ميباشد ،كه پايه فرهنگ عمومي را بنا مينهد . به عبارت ديگر فرهنگ عمومي مجموعهاي از عملكردها و نحوه رفتار افراد در برابر گرايشهاي عقيدتي ، سياسي ، اجتماعي ، هنري و اقتصادي است كه به نوع تربيت با توجه به جنيه هاي فردي و اجتماعي آن بستگي دارد در جنبههاي فردي، فرهنگ عاملي براي رشد و هدايت شخص جهت برقراري تفاهمبين ساير افراد جامعه است و از طريق آن استعدادهاي نهفته براي زندگي هدفدار متجلي ميشود. در بعد اجتماعي ، فرهنگ ، نقش هماهنگساري براي تفاهم با محيط درتمام زمينههاي اجتماعي، اقتصادي ، عقيدتي و ... داشته و در سايه قوانين و مقررات، آداب و سنن و حقوق و وظايف، چارچوبهاي مشخصي قرار دادي عمل مينمايد. در حقيقت، فرهنگ عمومي، كمال مطلوب فرهنگي است كه، همه نيازهاي انسان با محيط سازگار وبا مقتضيات زمان وفاق مييابد . براي شناخت فرهنگ عمومي جامعه، ... ادامه... | |
|
|
|
هرمكتبي يا دستگاه فكري براساس بينشي كه نسيت به پديده هاي جهان دارد داراي يك سيستم ارزشي نسبت به اعمال و رفتار انسان ميباشد، اين مسئله پايه تفاوت بين مكاتب است براساس تعريف جهان بيني قسمتي از جهان هستي را انسان تشكيل مي دهد گوشهاي از جهان بيني مربوط به ارزش ، موقعيت و ...انسان مي باشد . به گفته گونارميردال ، اعتقادات مظهر انديشه اي است كه بيان مي كند واقعيت در حقيقت امر چگونه است. در حاليكه ارزشگذاريها مظهر انديشه هايي است كه بيان مي كند واقعيت چگونه بايد باشد اما اين دو ( اعتقادات و ارزشگذاري ها ) به نحوي عجين شده اند كه جدايي آنها غير ممكن است. در اينجا با تعريف ارزش و مشخصات آن و مقايسه آن با ايدئولوژي و خصوصيات آن نقش ارزش و ايدئولوژي درتحولات اجتماعي و ايجاد هنجارهاي اجتماعي بررسي مي گردد. ارزش به شيوه اي از بودن يا عمل كه يك شخص با يك جامعه به عنوان آرمان مي شناسد و افراد يا رفتارهايي را كه بدان نسبت داده ميشوند مطلوب و مشخص مي سازد ، اطلاق ميگردد . ارزشها در نظامي آرماني قرار داشته و به مسائل عيني وحوادث مربوط نمي شود و در مورد قضاوتهاي ارزشي بايد گفت كه قضاوتهاي ارزشي ... ادامه... | |
| نقش روزنامه ها در رشد و گسترش فرهنگ عمومي |
|
|
امروزه عليرغم پيشرفتهاي فراوان علوم ارتباطي و اطلاع رساني ،هنوز در بين رسانه هاي گروهي ،جرايد خصوصاً روزنامه ها ، سودمندترين ،فراوان ترين و ارزان ترين وسيله براي بالا بردن سطح آگاهي افراد جامعه و مبارزه با جهل و بي خبري به شمار مي آيند. در بين جوامع توسعه يافته و در حال توسعه هنوز نشر و مطالعه روزنامه مبين روشنفكري ،درك عميق و بالا بودن شعور سياسي و اجتماعي است. دركشورما سابقه انتشار روزنامه به دوره قاجار باز ميگردد. نخستين روزنامه فارسي منتشره در ايران تاريخ عشر آخر رمضان المبارك 1252 ه .ق را برخود دارد وبا اين عبارت آغاز شده است : « بر راي صوابنماي ساكنين ممالك محروسه مخفي نمانادكه همت ملوكانه اولياي دولت عليه، معروف براين گشته است كه ساكنين ممالك محروسه تربيت شوند و از آنجا كه اعظم تربيت آگاه ساختن از كار جهان است لهذا به حسب حكم شاهنشاهي ، كاغذ اخباري متشمل براخبار شرقيه و غربيه در دارالطباعه ثبت و به اطراف واكناف فرستاده خواهد شد.» روزنامه ها به خاطر ويژگيهايي از قبيل ارزاني، فراواني، نقل صحيح و دقيق اخبار، اختصار و تنوع مطالب و سادگي زبان و...، قادر هستند طيف گستردهاي از اقشار ... ادامه... | |
|
|
|
فرهنگ عمومي مقولهاي است شامل تمامي فعاليتهاي مبني بر انديشه و عادت كه در جهت برآوردن نيازهاي بشري، بسته به انواع جوامع از نظر تاريخي، سياسي، اقتصادي، مذهبي، رفتارهاي عموم مردمي را شكل ميدهند. رفتارهايي كه گاه ويژگي خاص يك جامعه ميگردد و در بعد خاص خود به عنوان ويژگيفرهنگي، سياسي، مذهبي. اقتصادي ... اجتماع مورد توجه قرر ميگيرد . از همين رو در شناسايي فرهنگ عمومي يك جامعه بايد به شناسايي كليه نهادهاي تشكيل دهندة فرهنگ از جهات مذكور اهتمام داشت و با ديدي وسيع، و با صبر و حوصلهاي در خور تحقيقات ميداني دراز مدت، به جستجوي شاخصهايي كه اين ويژگيها را شكل ميدهند، پرداخت. نيز به همين جهت، شناسايي فرهنگ عمومي توسط يك فرد فاقد ارزش علمي و صحت و دقتي در خور كاربرد، در برنامه ريزيهايي كه هدف آنها رعايت مباني واقعي مسائل موجود در جهت دسترسي به اهداف ملموس و عيني و نه كلي گوئيهاي خيالپردازانه عملي نيست . اساس اين شناخت امكان سنجش و مطالعه واقعيات رفتار مردم در هر زمينه است . اين مطالعه اساساً نبايد متكي بر نظريه پردازي صرف باشد و اگر در اين مطالعات، فصلي نيز به تبيين نظريات تخصيص يابد، ... ادامه... | |
| مقدمهاي درباب تعريف فرهنگ عمومي |
|
|
مقدمه: بحث درباره « فرهنگ عمومي » همچون بحث درباره تعريف « فرهنگ »، نميتواندبه راحتي مارا به نتيجه قطعي و روشني برساند . اگر از مناقشات و اختلاف ديدگاهاي عيمقي كه در مورد تعريف «فرهنگ » وجود دارد، صرف نظر كينم ، ولي لازم است براي نزديك شدن به توافقي در مورد تعريف « فرهنگ عمومي»، را از نظر بگذاريم . اجمالاً در بسياري از تعاريف فرهنگ ، اين ويژگيها يافت ميشود : الف) فرهنگ ، يك امر معنوي است. روحي است كه در رفتارها ، نگرشها ، برخوردها و ساير شئون افراد جامعه ، متجلي ميشود. ب) فرهنگ ، يك امر اجتماعي است . نميتوان فرهنگ را به يك فرد نسبت داد. مضاف اليه لفظ «فرهنگ » همواره يك گروه ، قشر ،قوم ، ... ميباشد . ج)فرهنگ يك امر سيّال است. قابليت رشد و ارتقاء يا انحطاط و ابتذال دارد. د) مفهوم «فرهنگ»به خودي خود ، بار ارزشي ندارد و به همين دليل ، اولاً : هيچ طايفه و قشرو قومي نميتوان بدون فرهنگ ناميد و ثانياً : مي توان فرهنگ ها را بر اساس چارچوب ها ومعيارهائي ، مورد سنجش قرار دادو ارزش گذاري كرد. ه)«فرهنگ »، يك امر مقطعي و خلق الساعه نيست . ضمن اينكه تغيير پذير است ولي جنبه ميراثي آن ... ادامه... | |
| ملاحظاتي پيرامون فرهنگ عمومي و اصلاح آن |
|
|
مقدمه جاي بسي خوشوقتي است كه به نظر ميرسد توجه به ابعاد فرهنگي توسعه و اهيميت فرهنگ بعنوان زيربناي تحولات اجتماعي و اقتصادي جاي خود را در ذهن برنامهريزان و متوليان امور كشور كم كم باز كرده است و اينجا و آنجا سخن از لزوم مطالعه فرهنگ عمومي شنيده ميشود . البته از فرهنگ تعابير و تفاسير بسياري شده است و انديشمندان و متفكرين زيادي درباره آن ديدگاههاي وسيع ومتنوعي را تاكنون ارائه كردهاند . اما آنچه كمتر مورد توجه بوده است مطالعه نقش فرهنگ در جهت دادن و شكل بخشيدن به سرنوشت اجتماعي ملتها و از آن مهمتر چگونگي و امكان دخل و تصرف در اين نقش و كاركرد ميباشد . نوشتار حاضر همان گونه كه از عنوان پيداست بنا ندارد تا نسخهاي براي اصلاح فرهنگ عمومي بپيچد و يا دستور العملي را براي پباده شدن طراحي نمايد. آنچه نويسنده را به نگارش اين سطور واداشته است. احساس اين واقعيت بوده كه ممكن است در ميان مسئولين و متوليان فرهنگي كسور گرايش و جستجو براي پيدا كردن راههاي علمي اصلاح فرهنگ بطور اعم و فرهنگ عمومي به طور اخص پيدا شده باشد، و لذا در صدد برآمده تا با توجه به بضاعت ناچيزي كه در اثناء مطالعات جاري دانشگاهي ... ادامه... | |
| نظريه: انرژي و سينرژي بودن فرهنگ عمومي |
|
|
خلاصه مقاله : در جهان امروز ، انرژي از اهميت ويژهاي برخوردار بوده و تحقيقات روز افزون نيز درزمينه ذخاير، منابع و روشهاي بهرهبرداري منطقي از ان بعمل ميآيد. به نظر ميرسد وقتي در رابطه با انرژي بحث ميگردد نظرها بلافاصله به منابع نفت و گاز ، انرژي اتمي، و يا اينكه به منابع ديگر نظير انرژي خورشيدي ، باد ، امواج و غيره ... معطوف ميگردد. انرژي بيكران موجود در جامعه عليرغم فوقالعاده با ارزش بودن آن شايد به علت نامرئي بودن نتوانسته است بنحوچشم گيري مطرح گردد كه نگارنده يك چنين نظريه فرهنگ يك چنين انرژي را تحت عنوان فرهنگ عمومي يا مبني از انرژي و سينرژي مطرح مينمايم . با بودن توان انجام كار موجوديت انرژي نيز مفهوم پيدا ميكند و طبيعي است كه سوخت هاي راكتورها، و ساير منابع انرژي به علت قابل تبديل بودن انواع انرژي به يكديگر درزندگي روزمره چگونگي بهرهبرداري از منابع را نيز براي انسان ملموس و قابل درك ميسازند. در رابطه با انرژي مهمترين مسئله فناپذيري و غير قابل برگشت بودن اكثر آنهااست كه احتياط در مصرف را از هر نظر واجب و اجتناب ناپذير مينمايد. ولي آنچه مسلم است اكثر مواد انرژي ... ادامه... | |
|
|
|
شوراي فرهنگ عمومي كه مصوب عاليترين تصميمگيري در مسائل فرهنگي كشور يعني شوراي عالي انقلاب فرهنگي ميباشد وظيفه سياست گذاري، هدايت و نظارت فرهنگ عمومي كشور را به منظور تحقق اهداف و اجراي سياستهاي فرهنگي كش.ر به عهده دارد. با توجه به گسترش مقوله فرهنگ و لزوم ارتباط مستمر اعضاي شوراي فرهنگ عمومي با مراكز تحقيقي و ضرورت دسترسي آنها به آخرين يافتههاي تخصصي در زمينه فرهنگ، دبيرخانه شورا در قسمت معاونت و پژوهشي وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي و زير نظر شوراي فرهنگ عمومي و ارايه نتيجه تحقيقات در زمينه فرهنگ عمومي و ارايه نتيجه تحقيقات به شورا اهتمام ميورزد، به همين منظور دبيرخانه جهت ترويج و گسترش مباحث مربوط به فرهنگ عمومي در سطوح مختلف جامعه و بهرهگيري از انديشه و دانش صاحب نظران و دستاندركاران امور فرهنگي ، در سال 1373 با انتشار آگهي در روزنامههاي كثيرانتشار كشور و در چند نوبت اقدام به فراخوان مقالات پژوهشي درباره شناخت فرهنگ عمومي جهت ارائه در همايشي تحت همين عنوان نمود كه در پي آن 56 مقاله از سراسر كشور به دبيرخانه شورا ارسال گرديد. به منظور بررسي و ارزيابي مقالات، شورائي با دعوت تني ... ادامه... | |
|
|
|
آنچه كه شناخت فرهنگ ( بويژه فرهنگ عمومي ) را ضروري ميكند نقشي است كه فرهنگ جهت پويايي جامعه ايفا ميكند . اين مسئله در كشورما حائز اهميت است ، چرا كه در انقلاب اخير« فرهنگ » را محور قرار داده كه خويشتن خويش با گشتيم . اكنون در آستانه انقلاب دوم ( پاسداري از فرهنگ خودي دربرابرفرهنگ ناخودي ) قرارداريم . آنچه محور كارو فروزنده اميد بود، اكنون دستخوش تهديد گشته است . دوباره بايد به مفاهيم انديشيد، دوباره بايد خود را كاويد تا درد را شناخت، تا درمان كرد . امروز، در دهه واپسين سده بيستم بسياري از واژگان رنگ باخته معني ومفهوم تازه مييابند. ما نيز به اقتضاي حال ، بايد آنچه را كه نشانگر روح قومي ما بوده است ، بار ديگر دريابيم . فرهنگ شيعي نمودار فرهنگ و معني آن ساموئل كنيك ميگويد: فرهنگ شامل كليه راههاي تفكر و عمل جامعههاي انساني است كه براي آيندگان ذخيره شده است. از سويي انسان، از آغاز ، درگير مبارزه با طبيعت شد. از اين طريق به به اطلاعات خام و سادهاي دست يافتن با اين يافتهها ،نحوه زندگي خود را كم خطرتر و اسوده تر ساخت. حال بايست دست آوردها يش را حفظ ونگهداري كند . از اينروديدگاههاي ... ادامه... | |
| تاثير و تاثر نگرش مذهبي بر فرهنگ ملي |
|
|
اينك كه در واپسين ايام عمر كره زمين به سربرده و براساس شواهد موجود ظهور امام زمان ( ع) كه مهربانترين انسانها ميباشد ، بسيار نزديك است، چه نيكوست كه سريعاً فرهنگ مصدوم خويش را التيام بخشيم. پيش از اسلام، ايران سراسر ظلم وخرافه پرستي و آتش پرستي و... بود. اما با ظهور اسلام تحولي عظيم در فرهنگ اين سرزمين روي داد. اسلام كاملترين اديان است چرا كه جهت تمامي امور حتي آشاميدن آب نيز قوانين متعددي دارد كه هيچ دين و آيين ديگري اين ويژگي را ندارد. مهمترين هنر ايرانيان شعر وموسيقي بود اما اسلام با موسيقي مخالف بود زيرا موسيقي بيش از 25 ضرر مهلك دارد. ميشل مربلان و آنابل سيمون دانشمندان فرانسوي پس از مدتها تحقيق دريافتند كه اثرات غنا شبيه ضررهاي مواد مخدر است و دانشمندان ژاپني زيانهاي موسيقي را باور دارند. نظرات ايشان در شماره 348 مجله دانشمند صفحه 100 درج شده است. معمولاً هر چه كه از نظر اسلام حرام گشته به سبب زيانهاي آن بوده و آنچه كه واجب شده به علت فوايدش است . اما برخي از مسائل اخلاقي ايرانيان بوسيله مذهب ما مهر تاييد خورد . به عنوان نمونه ميتوان از غيرت، و شهامت مردان و حياء و عفت زنان ياد ... ادامه... | |