| قانونمندي فعاليتهاي فرهنگي | |
|
مقاله حاضر، سعي ميكند به صورت اجمالي، شرايط قانونگذاري در امور فرهنگي، را عمدتاً از ديدگاه جامعهشناسي حقوقي مورد ارزيابي قرار دهد. در واقع مسأله اصلي اين مقاله اين است كه ضعف كارآمدي نظام حقوق فرهنگي كشور در حال حاضر تا چه اندازه با مقررات قانوني كشور مرتبط است. به همين منظور در ابتدا برخي معيارهاي قانونگذاري صحيح به عنوان بحثي عمومي مطرح شده و سپس وضعيت مقررات فرهنگي كشور با اين معيار تطبيق داده شده است و در خلال مباحث نشان داده شده است كه شرايط مقررات و قوانين راجع به امور فرهنگي تا چه ميزان با معيارهاي مطروحه انطباق يا مغايرت دارد. بنا به استنتاج عمومي اين مقاله، توفيق در دستيابي به اهداف مقدس نظام جمهوري اسلامي در زمينه مسائل فرهنگي، مشروط به رعايت ضوابط قانونگذاري صحيح در اين زمينه است. 1ـ اگر چه بطور كلي ميتوان گفت كليه انقلابهاي سياسي از آن جهت كه بر عليه نظم جاري موجود ميشوند و به جستجو، خلق و تثبيت نظم اجتماعي جديد برميآيند، قهراً داراي مضمون و رويكردي فرهنگي هم هستند، اما گستردگي و عمق ابعاد فرهنگي حركت و عملكرد آنها، بسته به نوع تفكرها و باورهاي حاكم بر جريان انقلاب ... ادامه... | |
| ويژگيها و خصائص مديران فرهنگي | |
|
تاكنون مباحث علم مديريت بيشتر در حوزة موضوعات اقتصادي مطرح شده است. مطالعه و پژوهش در مورد مديريت فرهنگي، حوزهها، محدوديتها و خصيصههاي آن، اندك و پراكنده است، طرح پژوهشي «بررسي خصوصيات مديران» كه به سفارش وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي از سوي سازمان مديريت صنعتي به اجرا در آمده است از تلاشهاي نخستين در روشن كردن حوزة مديريت فرهنگي است. مقاله حاضر، مقدمه اين پژوهش است و تلاش ميكند با دستهبندي خصوصيات مديران،مبنايي نظري براي بررسي خصوصيات مديران فرهنگي فراهم سازد. مقدمه: موضوع علم مديريت به معناي وسيع كلمه را ميتوان انسان و روابط انساني دانست. در واقع مدير فردي است كه از طريق ايجاد ارتباط و رهبري كاركنان سازمان و استفاده از عوامل مختلف توليد سعي در ارتقاء اثربخشي (Effectivcness) و كارآيي (Efficiency) كه سازمان دارد و پرواضح است كه يك مدير جهت ادارة سه حوزه: 1ـ امور سازمان و تشكيلات 2ـ امور كاركنان يا نيروي انساني 3ـ امور توليد و عمليات اصلي سازمان بايستي داراي صفات و ويژگيهاي خاصي باشد. در هر سازمان انسان عامل اصلي وبنيادي حركت و تحولات سازماني و اجتماعي محسوب ميگردد و عدم ... ادامه... | |
| تحليلي بر آثار فرهنگي جهانگردي | |
|
تاكنون جهانگردي بيشتر از ديدگاهي اقتصادي، مورد توجه پژوهشگران بوده است. آثار مادي و اقتصادي جهانگردي، عمدهترين مبناي سياستگذاري در اين خصوص بوده است. در حال حاضر، روشن شدن ابعاد گوناگون پديدة جهانگردي، رفته رفته توجه به جانب مسائل فرهنگي و اجتماعي آن معطف ميشود. در اين مقاله، وجوه متعدد فرهنگي جهانگردي مورد توجه قرار ميگيرد. مقاله حاضر از حيث،طرح مسأله و مطرح كردن موضوعات مختلف در اين خصوص، نقطه آغازين خوبي براي چنين بحثهايي است. همچنان كه در ادبيات كشورهاي در حال توسعه، محققان و صاحبنظران از موقعيت توجه محض به جنبههاي اقتصادي، توسعه و الزامات سياسي آن، به موقعيت ملاحظه هم زمان كليه جنبههاي آن بويژه جنبههاي فرهنگي و اجتماعي آن چرخش كردهاند در ادبيات جهانگردي بينالمللي كه در برخي از اين كشورها بخشي اساسي در فرآيند توسعه آنها محسوب ميشود توقع چنين چرخشي كاملاً مشهود است . به عبارت ديگر، در دو دهه 1980 و 1990 ميلادي بر خلاف دهههاي گذشته كه محققان كشورهاي در حال توسعه، موضوع جهانگردي بينالمللي را در چارچوب آثار اقتصادي آن، بويژه ايجاد درآمدهاي ارزي كه عامل توليدي كمياب در اين ... ادامه... | |
| فرهنگ خودي، ضابطه اصلي ساخت اسباببازي | |
|
ابزار بازي، شايد اسمي عام باشد براي كليه وسايل و لوازم بازي ـ چه براي بزرگسالان و چه براي كودكان و نوجوانان ـ چرا كه بازي لازمه زندگي است و در جاي جاي زندگي و كليه زواياي آن رخ مينمايد، تا بدانجا كه تعداد بيشماري از آنها به نام ورزش وارد زندگي بشر گرديده و درصد بالايي از افراد بشر را ـ به عنوان بازيگر، تماشاچي و يا عناويني ديگر ـبه دنبال خود ميكشد و طبقات و اقشار مختلف را وا ميدارد تا پيگير بازيها گردند و نسبت به شخصيت و مليت بازيكنان حساسيت نشان دهند و بر نحوه بازيها قضاوت نمايند. به عنوان مثال ميتوان به بازيهاي ورزشي فوتبال، واليبال، تنيس، هندبال و... اشاره كرد و از ابزار آنها يعني توپ، تور، دروازه، راكت و ... نام برد. بنابراين، بايد پذيرفت كه بازي خاص كودكان و نوجوانان نيست بلكه شامل كليه گروههاي سني ميشود. اما بنا به شرايط سني،ابزار آن متفاوت است و بنا به مقتضيات تربيتي، فرهنگي و اجتماعي چگونگي و نحوه اجراي آن ميتواند نتايجي منفي داشته باشد و به عواقبي نابهنجار ختم گردد كه شرط بندي، آشكارترين فرم نابهنجاري آن است. اما آنچه از نام (اسباببازي) در ذهن تداعي ميشود و در ... ادامه... | |
| فرهنگ عمومي و افكار عمومي | |
|
در تعريف فرهنگ، غالباً ويژگيهايي چون ثبات و استمرار آن مورد تأكيد قرار ميگيرد. فرهنگ عمومي از حيث فرهنگي، پديدهاي مرتبط با فرآيندهاي تاريخي است كه در نسلهاي مختلف استمرار مييابد؛ و از حيث عموميت آن در برابر خرده فرهنگها قرار ميگيرد. اگر افكار عمومي واكنشهاي مقطعي كه نتيجه عملكرد رسانههاست در نظر گرفته شود. در برابر فرهنگ عمومي به عنوان پديدهاي پايدار قرار ميگيرد. نويسنده تلاش ميكند نسبت ميان فرهنگ عمومي و افكار عمومي را مورد بحث قرار دهد و آثار متقابل آنها را بيان كند. واژة فرهنگ عمومي واژهاي جديد است و دريافت معني و مفهوم آن به سادگي ميسر نيست. اين اصطلاح با معنايي كه امروزه از آن استفاده ميشود كاربرد چنداني در علوم انساني ندارد و به تازگي در كارهاي روزنامهاي بكار ميرود. در كتب علوم انساني فرهنگ عام معادل genral culture است. اما معناي اين تركيب با فرهنگ عمومي متفاوت است. اين اصطلاح بيانگر اين است كه عناصر فرهنگي عاماند و در يك حوزه فرهنگي داراي عناصر مشترك هستند. گاهي كلمه commen cultre كه معناي آن فرهنگ مشترك است به كار برده شده و به معناي اول نزديك است با اين تفاوت ... ادامه...
| |