اگر با حوصله به تصويرهاي بستهاي نگاه کنيد که گاه دوربين تلويزيون از تماشاگران ميگيرد، متوجه ميشويد که اکثريت اين تماشاگران را پسران نوجوان زير 16، 17 سال و در مواردي اندک جوانان تا 21 سال تشکيل ميدهند. اکثريت تعيين کننده نوجوانان هستند. چهرههاي مردان بيش از 21 سال را تک و توک ميبينيم، زنان که هيچ.
در مورد اين نوجوانان يک واقعيت قطعيت دارد و آن اينکه آستانه تحريکپذيري آنان بسيار بالا است. يعني خيلي زود تحت تاثير قرار ميگيرند و از خود واکنش نشان ميدهند. ماجرا ساده است؛ تماشاگران را «ليدر»ها رهبري ميکنند، اين ليدرها گوش به فرمان پيامهاي تلفني موبايل چند نفر خاص هستند که روانشناسي تماشاگران نوجوان را ميدانند و ميشناسند و به ترفندهاي رايج از آنان سوءاستفاده ميکنند. نوجوان و جوان ما نيز که جاي ديگري را براي فرياد کشيدن، جز ورزشگاهها نميشناسد، با خواسته اين اشخاص همنوايي ميکند و آنچه نبايد اتفاق ميافتد، بياحترامي به مربيان و بازيكنان.
مطمئنا افرادي بودهاند كه چوب اين بياخلاقيهاي ناجوانمردانه را خوردهاند و به چم و خم ماجرا آگاه شدهاند. منظورم تماشاگران نوجوان و جوان نيستند. حتي منظورم ليدرها نيستند. منظورم بي اخلاقهايي هستند که با تلفن موبايل دستور صادر ميکنند و تماشاگران را به اين سو و آن سو ميکشانند. واقعاً چقدر تلخ و نادرست است که تماشاگران ما، اين گونه بازيچه اشخاصي قرار ميگيرند که به دنبال منافع خودشان هستند و قطعاً رشد و توسعه و تعالي ورزش را دنبال نميکنند.
باز به آن تصوير بسته اي که دوربين تلويزيون ميگيرد برميگرديم و آن را مقايسه ميکنيم با تصويرهايي که همين جعبه جادويي از تماشاگران منچستريونايتد، بارسلونا، رئال مادريد و بايرن مونيخ نشان ميدهد. ...
» ادامه